hebetudes

[ایالات متحده]/ˌhɛbəˈtjuːdz/
[بریتانیا]/ˌhɛbəˈtuːdz/

ترجمه

n. حالت کسل یا بی‌حالی

عبارات و ترکیب‌ها

hebetudes abound

فراوانی ہیبتودز

overcome hebetudes

غلبه بر ہیبتودز

embrace hebetudes

پذیرش ہیبتودز

hebetudes persist

هبتودز ادامه دارند

identify hebetudes

شناسایی ہیبتودز

hebetudes challenge

چالش ہیبتودز

hebetudes diminish

کاهش ہیبتودز

hebetudes arise

ظهور ہیبتودز

combat hebetudes

مقابله با ہیبتودز

hebetudes explored

بررسی ہیبتودز

جملات نمونه

his hebetudes made it difficult for him to grasp complex concepts.

او به دلیل وجود ضعف‌هایش در درک مفاهیم پیچیده دچار مشکل شد.

despite her hebetudes, she managed to succeed in her studies.

با وجود ضعف‌هایش، او توانست در تحصیلات خود موفق شود.

hebetudes can often be mistaken for disinterest.

ضعف‌ها اغلب می‌توانند به عنوان بی‌علاقه گی اشتباه گرفته شوند.

he struggled with hebetudes during his early learning years.

او در دوران اولیه‌ی یادگیری خود با ضعف‌ها دست و پنجه نرم کرد.

her hebetudes in social situations made her feel isolated.

ضعف‌های او در موقعیت‌های اجتماعی باعث می‌شد احساس انزوا کند.

overcoming hebetudes requires patience and practice.

غلبه بر ضعف‌ها نیاز به صبر و تمرین دارد.

his hebetudes often led to misunderstandings with friends.

ضعف‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم با دوستان می‌شد.

she was aware of her hebetudes and sought help to improve.

او از ضعف‌های خود آگاه بود و برای بهبود به دنبال کمک کرد.

the teacher was patient with students who exhibited hebetudes.

معلم با صبر و حوصله با دانش‌آموزانی که ضعف نشان می‌دادند برخورد می‌کرد.

his hebetudes in mathematics were a source of frustration.

ضعف‌های او در ریاضیات منبع ناامیدی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید