| شکل سوم شخص مفرد | hiccups |
| قسمت سوم فعل | hiccuped |
| صفت یا فعل حال استمراری | hiccupping |
| زمان گذشته | hiccupped |
| جمع | hiccups |
have a hiccup
گرفتن سرفه
stop hiccuping
متوقف کردن سرفه
hiccup remedy
درمان سرفه
hiccup sound
صدای سرفه
hiccup episode
حلقه سرفه
hiccup medicine
داروی سرفه
hiccup sensation
احساس سرفه
just a little hiccup in our usual wonderful service.
فقط یک وقفه کوچک در خدمات فوق العاده معمول ما.
I cannot find a rhyme to “hiccups”.
من نمیتوانم قافیه ای برای "سرفههای عصبی" پیدا کنم.
He suddenly had an attack of the hiccups.
او ناگهان دچار حملهی سرفههای عصبی شد.
we had a few hiccups getting the heating equipment commissioned.
ما در فرایند راه اندازی تجهیزات گرمایشی، چند مشکل کوچک داشتیم.
In the middle of the prayer there was a loud hiccup from the priest.
در وسط نماز، سرفهی عصبی بلند از روحانیت پخش شد.
This one defeat was the only hiccup in the team’s steady progress up the League.
این شکست تنها وقفه در پیشرفت پیوسته تیم در جدول لیگ بود.
An 80-year-old man with Parkinson's disease developed intractable hiccups when his existing levodopa/carbidopa dosage was increased to treat bradykinesia.
یک مرد 80 ساله مبتلا به بیماری پارکینسون دچار خرخر غیرقابل کنترل شد، زمانی که دوز فعلی لوودوپا/کاربیدوپا برای درمان برادیکینزی افزایش یافت.
have a hiccup
گرفتن سرفه
stop hiccuping
متوقف کردن سرفه
hiccup remedy
درمان سرفه
hiccup sound
صدای سرفه
hiccup episode
حلقه سرفه
hiccup medicine
داروی سرفه
hiccup sensation
احساس سرفه
just a little hiccup in our usual wonderful service.
فقط یک وقفه کوچک در خدمات فوق العاده معمول ما.
I cannot find a rhyme to “hiccups”.
من نمیتوانم قافیه ای برای "سرفههای عصبی" پیدا کنم.
He suddenly had an attack of the hiccups.
او ناگهان دچار حملهی سرفههای عصبی شد.
we had a few hiccups getting the heating equipment commissioned.
ما در فرایند راه اندازی تجهیزات گرمایشی، چند مشکل کوچک داشتیم.
In the middle of the prayer there was a loud hiccup from the priest.
در وسط نماز، سرفهی عصبی بلند از روحانیت پخش شد.
This one defeat was the only hiccup in the team’s steady progress up the League.
این شکست تنها وقفه در پیشرفت پیوسته تیم در جدول لیگ بود.
An 80-year-old man with Parkinson's disease developed intractable hiccups when his existing levodopa/carbidopa dosage was increased to treat bradykinesia.
یک مرد 80 ساله مبتلا به بیماری پارکینسون دچار خرخر غیرقابل کنترل شد، زمانی که دوز فعلی لوودوپا/کاربیدوپا برای درمان برادیکینزی افزایش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید