hoarded wealth
ثروت انباشته
hoarded resources
منابع انباشته
hoarded goods
کالاهای انباشته
hoarded supplies
تدارکات انباشته
hoarded food
غذاهای انباشته
hoarded treasure
گنجینه انباشته
hoarded items
اشیای انباشته
hoarded assets
داراییهای انباشته
hoarded information
اطلاعات انباشته
hoarded money
پول انباشته
she hoarded supplies during the storm.
او در طول طوفان مواد غذایی را جمع آوری کرد.
he has hoarded old newspapers for years.
او سالهاست که روزنامههای قدیمی را جمع آوری کرده است.
the collector hoarded rare coins.
کلکسیونر سکههای کمیاب را جمع آوری کرد.
many people hoarded food during the pandemic.
بسیاری از مردم در طول همهگیری مواد غذایی را جمع آوری کردند.
she hoarded memories in her diary.
او خاطرات را در دفتر خاطرات خود جمع آوری کرد.
he hoarded toys from his childhood.
او اسباببازیهای دوران کودکی خود را جمع آوری کرد.
they hoarded water bottles before the drought.
آنها بطریهای آب را قبل از خشکسالی جمع آوری کردند.
she hoarded clothes she never wore.
او لباسهایی را که هرگز نمیپوشید جمع آوری کرد.
he hoarded money for a rainy day.
او برای روز مبادا پول جمع کرد.
people often hoard items they don't need.
مردم اغلب وسایلی را که نیازی ندارند جمع آوری میکنند.
hoarded wealth
ثروت انباشته
hoarded resources
منابع انباشته
hoarded goods
کالاهای انباشته
hoarded supplies
تدارکات انباشته
hoarded food
غذاهای انباشته
hoarded treasure
گنجینه انباشته
hoarded items
اشیای انباشته
hoarded assets
داراییهای انباشته
hoarded information
اطلاعات انباشته
hoarded money
پول انباشته
she hoarded supplies during the storm.
او در طول طوفان مواد غذایی را جمع آوری کرد.
he has hoarded old newspapers for years.
او سالهاست که روزنامههای قدیمی را جمع آوری کرده است.
the collector hoarded rare coins.
کلکسیونر سکههای کمیاب را جمع آوری کرد.
many people hoarded food during the pandemic.
بسیاری از مردم در طول همهگیری مواد غذایی را جمع آوری کردند.
she hoarded memories in her diary.
او خاطرات را در دفتر خاطرات خود جمع آوری کرد.
he hoarded toys from his childhood.
او اسباببازیهای دوران کودکی خود را جمع آوری کرد.
they hoarded water bottles before the drought.
آنها بطریهای آب را قبل از خشکسالی جمع آوری کردند.
she hoarded clothes she never wore.
او لباسهایی را که هرگز نمیپوشید جمع آوری کرد.
he hoarded money for a rainy day.
او برای روز مبادا پول جمع کرد.
people often hoard items they don't need.
مردم اغلب وسایلی را که نیازی ندارند جمع آوری میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید