stockpiles

[ایالات متحده]/ˈstɒkpaɪlz/
[بریتانیا]/ˈstɑːkpaɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منابع ذخیره شده برای استفاده در آینده
v. مقدار زیادی از چیزی را ذخیره کردن

عبارات و ترکیب‌ها

food stockpiles

ذخایر غذایی

emergency stockpiles

ذخایر اضطراری

fuel stockpiles

ذخایر سوخت

medical stockpiles

ذخایر پزشکی

water stockpiles

ذخایر آب

grain stockpiles

ذخایر غلات

weapon stockpiles

ذخایر سلاح

inventory stockpiles

ذخایر موجودی

strategic stockpiles

ذخایر استراتژیک

commodity stockpiles

ذخایر کالا

جملات نمونه

the government has stockpiles of essential supplies for emergencies.

دولت ذخایر ضروری برای شرایط اضطراری دارد.

local businesses are encouraged to maintain stockpiles of inventory.

از کسب و کارهای محلی خواسته شده است که ذخایر موجودی را حفظ کنند.

during the crisis, many families started to build stockpiles of food.

در طول بحران، بسیاری از خانواده ها شروع به ایجاد ذخایر غذا کردند.

the stockpiles of raw materials are crucial for production.

ذخایر مواد خام برای تولید بسیار مهم هستند.

they discovered large stockpiles of weapons in the abandoned warehouse.

آنها انبارهای بزرگی از سلاح در انبار متروکه کشف کردند.

stockpiles of fuel are necessary for the winter months.

ذخایر سوخت برای ماه های زمستان ضروری هستند.

the company is reducing its stockpiles to improve cash flow.

شرکت در حال کاهش ذخایر خود برای بهبود جریان نقدی است.

emergency stockpiles should be checked regularly for expiration dates.

ذخایر اضطراری باید به طور منظم برای تاریخ انقضا بررسی شوند.

farmers often create stockpiles of seeds before planting season.

کشاورزان اغلب قبل از فصل کاشت، ذخایر بذرهایی ایجاد می کنند.

in preparation for the storm, residents filled their stockpiles with water and supplies.

در آماده سازی برای طوفان، ساکنان ذخایر خود را با آب و لوازم پر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید