hobbled

[ایالات متحده]/ˈhɒb.əld/
[بریتانیا]/ˈhɑː.bəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سختی یا با لنگیدن راه رفتن؛ پاهای (یک اسب و غیره) را بست تا از فرار آن جلوگیری کند

عبارات و ترکیب‌ها

hobbled economy

اقتصاد نحیف

hobbled progress

پیشرفت نحیف

hobbled growth

رشد نحیف

hobbled performance

عملکرد نحیف

hobbled efforts

تلاش‌های نحیف

hobbled initiative

ابتکار نحیف

hobbled system

سیستم نحیف

hobbled strategy

استراتژی نحیف

hobbled resources

منابع نحیف

hobbled team

تیم نحیف

جملات نمونه

the injured player hobbled off the field.

بازیکن آسیب‌دیده با گام‌های ناهموار از زمین خارج شد.

she hobbled to the store with a sprained ankle.

او با مچ پا پیچ‌خورده به سختی به مغازه رفت.

the old man hobbled along the sidewalk.

مرد پیر با گام‌های آهسته و ناهموار در امتداد پیاده‌رو حرکت می‌کرد.

his illness hobbled his ability to work.

بیماری او توانایی او را برای کار مختل کرد.

after the accident, she hobbled for weeks.

پس از حادثه، او برای چند هفته با گام‌های ناهموار راه می‌رفت.

the dog hobbled after its owner.

سگ با گام‌های ناهموار پشت سر صاحبش دنبالش می‌کرد.

hobbled by financial issues, the project was delayed.

این پروژه به دلیل مشکلات مالی با تاخیر مواجه شد.

he hobbled back home after the long walk.

او پس از پیاده‌روی طولانی به سختی به خانه بازگشت.

the child hobbled around on crutches.

کودک با عصا به اطراف راه می‌رفت.

her confidence was hobbled by past failures.

اعتماد به نفس او به دلیل شکست‌های گذشته آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید