hobbled economy
اقتصاد نحیف
hobbled progress
پیشرفت نحیف
hobbled growth
رشد نحیف
hobbled performance
عملکرد نحیف
hobbled efforts
تلاشهای نحیف
hobbled initiative
ابتکار نحیف
hobbled system
سیستم نحیف
hobbled strategy
استراتژی نحیف
hobbled resources
منابع نحیف
hobbled team
تیم نحیف
the injured player hobbled off the field.
بازیکن آسیبدیده با گامهای ناهموار از زمین خارج شد.
she hobbled to the store with a sprained ankle.
او با مچ پا پیچخورده به سختی به مغازه رفت.
the old man hobbled along the sidewalk.
مرد پیر با گامهای آهسته و ناهموار در امتداد پیادهرو حرکت میکرد.
his illness hobbled his ability to work.
بیماری او توانایی او را برای کار مختل کرد.
after the accident, she hobbled for weeks.
پس از حادثه، او برای چند هفته با گامهای ناهموار راه میرفت.
the dog hobbled after its owner.
سگ با گامهای ناهموار پشت سر صاحبش دنبالش میکرد.
hobbled by financial issues, the project was delayed.
این پروژه به دلیل مشکلات مالی با تاخیر مواجه شد.
he hobbled back home after the long walk.
او پس از پیادهروی طولانی به سختی به خانه بازگشت.
the child hobbled around on crutches.
کودک با عصا به اطراف راه میرفت.
her confidence was hobbled by past failures.
اعتماد به نفس او به دلیل شکستهای گذشته آسیب دید.
hobbled economy
اقتصاد نحیف
hobbled progress
پیشرفت نحیف
hobbled growth
رشد نحیف
hobbled performance
عملکرد نحیف
hobbled efforts
تلاشهای نحیف
hobbled initiative
ابتکار نحیف
hobbled system
سیستم نحیف
hobbled strategy
استراتژی نحیف
hobbled resources
منابع نحیف
hobbled team
تیم نحیف
the injured player hobbled off the field.
بازیکن آسیبدیده با گامهای ناهموار از زمین خارج شد.
she hobbled to the store with a sprained ankle.
او با مچ پا پیچخورده به سختی به مغازه رفت.
the old man hobbled along the sidewalk.
مرد پیر با گامهای آهسته و ناهموار در امتداد پیادهرو حرکت میکرد.
his illness hobbled his ability to work.
بیماری او توانایی او را برای کار مختل کرد.
after the accident, she hobbled for weeks.
پس از حادثه، او برای چند هفته با گامهای ناهموار راه میرفت.
the dog hobbled after its owner.
سگ با گامهای ناهموار پشت سر صاحبش دنبالش میکرد.
hobbled by financial issues, the project was delayed.
این پروژه به دلیل مشکلات مالی با تاخیر مواجه شد.
he hobbled back home after the long walk.
او پس از پیادهروی طولانی به سختی به خانه بازگشت.
the child hobbled around on crutches.
کودک با عصا به اطراف راه میرفت.
her confidence was hobbled by past failures.
اعتماد به نفس او به دلیل شکستهای گذشته آسیب دید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید