limped

[ایالات متحده]/lɪmpt/
[بریتانیا]/lɪmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سختی یا به صورت لنگان راه رفتن؛ با دشواری پیمودن

عبارات و ترکیب‌ها

limped away

به سختی دور شد

limped home

به سختی به خانه رفت

limped along

در طول مسیر به سختی راه رفت

limped back

به سختی برگشت

limped forward

به سختی به جلو رفت

limped slowly

به آرامی و با سختی راه رفت

limped past

از کنار به سختی گذشت

limped out

از آنجا به سختی خارج شد

limped in

وارد آنجا به سختی شد

limped painfully

با درد به سختی راه رفت

جملات نمونه

he limped away from the accident scene.

او با لنگیدن از صحنه حادثه دور شد.

after the long hike, she limped back to the campsite.

بعد از پیاده‌روی طولانی، او با لنگیدن به محل کمپ بازگشت.

the dog limped on three legs after the injury.

سگ پس از آسیب‌دیدگی روی سه پا با لنگیدن راه می‌رفت.

he limped into the store, clearly in pain.

او با لنگیدن وارد مغازه شد و به وضوح درد داشت.

she limped across the finish line, determined to complete the race.

او با لنگیدن از خط پایان عبور کرد و مصمم به اتمام مسابقه بود.

after twisting his ankle, he limped for several days.

پس از پیچ‌خوردن مچ پا، او چندین روز با لنگیدن راه رفت.

the soldier limped as he returned from the battlefield.

سرباز با لنگیدن در حالی که از میدان جنگ بازمی‌گشت، راه می‌رفت.

she limped into the office, causing concern among her colleagues.

او با لنگیدن وارد دفتر شد و باعث نگرانی همکارانش شد.

despite his injury, he limped through the game.

با وجود آسیب‌دیدگی‌اش، او با لنگیدن بازی را ادامه داد.

the child limped after falling off his bike.

کودک پس از افتادن از دوچرخه‌اش با لنگیدن راه می‌رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید