holdouts for change
مقاومتکنندگان در برابر تغییر
holdouts in negotiations
مقاومتکنندگان در مذاکرات
holdouts against pressure
مقاومتکنندگان در برابر فشار
holdouts from agreement
مقاومتکنندگان در برابر توافق
holdouts on issues
مقاومتکنندگان در مورد مسائل
holdouts for justice
مقاومتکنندگان برای عدالت
holdouts in politics
مقاومتکنندگان در سیاست
holdouts for reform
مقاومتکنندگان برای اصلاحات
holdouts in conflict
مقاومتکنندگان در درگیری
holdouts to change
مقاومتکنندگان در برابر تغییر
some holdouts refuse to accept the new policy.
برخی از افراد مقاومت کننده حاضرند سیاست جدید را نپذیرند.
the holdouts in the negotiation were finally persuaded.
افراد مقاومت کننده در مذاکرات بالاخره متقاعد شدند.
holdouts from the previous agreement are causing delays.
افراد مقاومت کننده از توافق قبلی باعث ایجاد تاخیر می شوند.
many holdouts believe they will get a better deal.
بسیاری از افراد مقاومت کننده معتقدند که معامله بهتری به دست خواهند آورد.
the holdouts are waiting for a more favorable offer.
افراد مقاومت کننده منتظر پیشنهاد مطلوب تری هستند.
holdouts often create challenges for project completion.
افراد مقاومت کننده اغلب چالش هایی برای تکمیل پروژه ایجاد می کنند.
efforts to convince the holdouts have been unsuccessful.
تلاش برای متقاعد کردن افراد مقاومت کننده ناموفق بوده است.
the holdouts are still debating the terms of the contract.
افراد مقاومت کننده هنوز در مورد شرایط قرارداد بحث می کنند.
some holdouts are concerned about potential risks.
برخی از افراد مقاومت کننده در مورد خطرات احتمالی نگران هستند.
the company is trying to win over the holdouts.
شرکت در تلاش است تا افراد مقاومت کننده را به خود جذب کند.
holdouts for change
مقاومتکنندگان در برابر تغییر
holdouts in negotiations
مقاومتکنندگان در مذاکرات
holdouts against pressure
مقاومتکنندگان در برابر فشار
holdouts from agreement
مقاومتکنندگان در برابر توافق
holdouts on issues
مقاومتکنندگان در مورد مسائل
holdouts for justice
مقاومتکنندگان برای عدالت
holdouts in politics
مقاومتکنندگان در سیاست
holdouts for reform
مقاومتکنندگان برای اصلاحات
holdouts in conflict
مقاومتکنندگان در درگیری
holdouts to change
مقاومتکنندگان در برابر تغییر
some holdouts refuse to accept the new policy.
برخی از افراد مقاومت کننده حاضرند سیاست جدید را نپذیرند.
the holdouts in the negotiation were finally persuaded.
افراد مقاومت کننده در مذاکرات بالاخره متقاعد شدند.
holdouts from the previous agreement are causing delays.
افراد مقاومت کننده از توافق قبلی باعث ایجاد تاخیر می شوند.
many holdouts believe they will get a better deal.
بسیاری از افراد مقاومت کننده معتقدند که معامله بهتری به دست خواهند آورد.
the holdouts are waiting for a more favorable offer.
افراد مقاومت کننده منتظر پیشنهاد مطلوب تری هستند.
holdouts often create challenges for project completion.
افراد مقاومت کننده اغلب چالش هایی برای تکمیل پروژه ایجاد می کنند.
efforts to convince the holdouts have been unsuccessful.
تلاش برای متقاعد کردن افراد مقاومت کننده ناموفق بوده است.
the holdouts are still debating the terms of the contract.
افراد مقاومت کننده هنوز در مورد شرایط قرارداد بحث می کنند.
some holdouts are concerned about potential risks.
برخی از افراد مقاومت کننده در مورد خطرات احتمالی نگران هستند.
the company is trying to win over the holdouts.
شرکت در تلاش است تا افراد مقاومت کننده را به خود جذب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید