homogenize

[ایالات متحده]/həˈmɒdʒənaɪz/
[بریتانیا]/həˈmɑdʒəˌnaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. یکنواخت کردن; همگن کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhomogenizing
شکل سوم شخص مفردhomogenizes
زمان گذشتهhomogenized
قسمت سوم فعلhomogenized

جملات نمونه

It has been studied that concentrated raw ceramics single -material-china stone ultrafines is mixed and homogenized by technology of computerized process control in this paper.

در این مقاله بررسی شده است که سرامیک‌های خام متمرکز، سرامیک‌های فوق‌ریز تک‌موادی با استفاده از فناوری کنترل فرآیند کامپیوتری مخلوط و همگن می‌شوند.

The goal is to homogenize the mixture.

هدف از این کار یکدست کردن مخلوط است.

The company aims to homogenize its products for consistency.

شرکت قصد دارد محصولات خود را برای یکنواختی یکدست کند.

They want to homogenize the data across all platforms.

آنها می خواهند داده ها را در تمام پلتفرم ها یکدست کنند.

The blender is used to homogenize the ingredients.

برای یکدست کردن مواد از مخلوط کن استفاده می شود.

The process helps to homogenize the temperature throughout the room.

این فرآیند به یکدست کردن دما در سراسر اتاق کمک می کند.

The goal is to homogenize the curriculum across all schools.

هدف از این کار یکسان کردن برنامه درسی در تمام مدارس است.

The company plans to homogenize its branding strategy worldwide.

شرکت قصد دارد استراتژی برند خود را در سطح جهانی یکدست کند.

The mixer is designed to homogenize the paint colors.

مخلوط کن برای یکدست کردن رنگ های نقاشی طراحی شده است.

They need to homogenize the policies to avoid confusion.

آنها باید سیاست ها را برای جلوگیری از سردرگمی یکدست کنند.

The chef uses a blender to homogenize the sauce.

سرآشپز از مخلوط کن برای یکدست کردن سس استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید