honed skills
مهارتهای تقویتشده
honed abilities
تواناییهای تقویتشده
honed techniques
تکنیکهای تقویتشده
honed focus
تمرکز تقویتشده
honed instincts
غریزه تقویتشده
honed craft
صنعت تقویتشده
honed strategy
استراتژی تقویتشده
honed performance
عملکرد تقویتشده
honed judgment
قضاوت تقویتشده
she honed her skills through years of practice.
او مهارتهای خود را در طول سالها تمرین تقویت کرد.
he honed his argument to make it more persuasive.
او استدلال خود را برای متقاعدکنندهتر کردن تقویت کرد.
the chef honed his knife skills during culinary school.
سرآشپز مهارتهای چاقو زنی خود را در طول تحصیل در مدرسه آشپزی تقویت کرد.
they honed their teamwork abilities through various projects.
آنها تواناییهای کار گروهی خود را از طریق پروژههای مختلف تقویت کردند.
she honed her writing skills by reading extensively.
او با خواندن گسترده مهارتهای نویسندگی خود را تقویت کرد.
he honed his public speaking skills with every presentation.
او با هر ارائه مهارتهای سخنرانی عمومی خود را تقویت کرد.
the artist honed her craft over many years.
هنرمند هنر خود را در طول سالها تقویت کرد.
she honed her negotiation skills in business school.
او مهارتهای مذاکره خود را در مدرسه کسب و کار تقویت کرد.
he honed his coding abilities by working on real projects.
او با کار بر روی پروژههای واقعی تواناییهای برنامهنویسی خود را تقویت کرد.
the athlete honed his performance through rigorous training.
ورزشکار عملکرد خود را از طریق تمرینات سخت تقویت کرد.
honed skills
مهارتهای تقویتشده
honed abilities
تواناییهای تقویتشده
honed techniques
تکنیکهای تقویتشده
honed focus
تمرکز تقویتشده
honed instincts
غریزه تقویتشده
honed craft
صنعت تقویتشده
honed strategy
استراتژی تقویتشده
honed performance
عملکرد تقویتشده
honed judgment
قضاوت تقویتشده
she honed her skills through years of practice.
او مهارتهای خود را در طول سالها تمرین تقویت کرد.
he honed his argument to make it more persuasive.
او استدلال خود را برای متقاعدکنندهتر کردن تقویت کرد.
the chef honed his knife skills during culinary school.
سرآشپز مهارتهای چاقو زنی خود را در طول تحصیل در مدرسه آشپزی تقویت کرد.
they honed their teamwork abilities through various projects.
آنها تواناییهای کار گروهی خود را از طریق پروژههای مختلف تقویت کردند.
she honed her writing skills by reading extensively.
او با خواندن گسترده مهارتهای نویسندگی خود را تقویت کرد.
he honed his public speaking skills with every presentation.
او با هر ارائه مهارتهای سخنرانی عمومی خود را تقویت کرد.
the artist honed her craft over many years.
هنرمند هنر خود را در طول سالها تقویت کرد.
she honed her negotiation skills in business school.
او مهارتهای مذاکره خود را در مدرسه کسب و کار تقویت کرد.
he honed his coding abilities by working on real projects.
او با کار بر روی پروژههای واقعی تواناییهای برنامهنویسی خود را تقویت کرد.
the athlete honed his performance through rigorous training.
ورزشکار عملکرد خود را از طریق تمرینات سخت تقویت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید