honesto worker
کارگر صادق
very honesto
خیلی صادق
to be honesto
بودن صادق
honesto person
شخص صادق
more honesto
صادق تر
most honesto
صادق ترین
honesto answer
پاسخ صادق
completely honesto
کاملاً صادق
an honesto man
یک مرد صادق
honesto to a fault
صادق به گونه ای که خطا می کند
he is an honest person who always tells the truth.
او یک فرد صادق است که همیشه واقعیت را میگوید.
it was just an honest mistake, not intentional.
این فقط یک خطا صادقانه بود، قصدمان نبود.
i appreciate your honest opinion on this matter.
من نظر صادقانه شما در مورد این موضوع را قدر دانستهام.
she makes an honest living as a teacher.
او به عنوان یک معلم زندگی صادقانهای دارد.
to be honest, i didn't expect this outcome.
با این حال، من این نتیجه را پیشبینی نکردهام.
the politician claimed to be honest and transparent.
سیاستمدار ادعا کرد که صادق و شفاف است.
we need an honest review of our performance.
ما نیاز به بررسی صادقانهای از عملکرد خود داریم.
he gave me honest feedback about my presentation.
او به من بازخورد صادقانهای در مورد ارائه من داد.
their relationship is built on honest communication.
ارتباط آنها بر اساس ارتباط صادقانهای است.
the honest broker helped both parties reach an agreement.
میانجی صادقانه به هر دو طرف کمک کرد تا به توافقی برسند.
the young man has honest eyes and a kind smile.
جوان مرد چشمان صادقانه و لبخند مهربانی دارد.
she has always been honest in her business dealings.
او همیشه در معاملات کسب و کار خود صادق بوده است.
doctors must be honest with their patients about treatment options.
پزشکان باید در مورد گزینههای درمانی با بیماران خود صادق باشند.
the witness gave an honest account of what she saw.
گواه یک توصیف صادقانه از آنچه دیده بود را ارائه کرد.
honesto worker
کارگر صادق
very honesto
خیلی صادق
to be honesto
بودن صادق
honesto person
شخص صادق
more honesto
صادق تر
most honesto
صادق ترین
honesto answer
پاسخ صادق
completely honesto
کاملاً صادق
an honesto man
یک مرد صادق
honesto to a fault
صادق به گونه ای که خطا می کند
he is an honest person who always tells the truth.
او یک فرد صادق است که همیشه واقعیت را میگوید.
it was just an honest mistake, not intentional.
این فقط یک خطا صادقانه بود، قصدمان نبود.
i appreciate your honest opinion on this matter.
من نظر صادقانه شما در مورد این موضوع را قدر دانستهام.
she makes an honest living as a teacher.
او به عنوان یک معلم زندگی صادقانهای دارد.
to be honest, i didn't expect this outcome.
با این حال، من این نتیجه را پیشبینی نکردهام.
the politician claimed to be honest and transparent.
سیاستمدار ادعا کرد که صادق و شفاف است.
we need an honest review of our performance.
ما نیاز به بررسی صادقانهای از عملکرد خود داریم.
he gave me honest feedback about my presentation.
او به من بازخورد صادقانهای در مورد ارائه من داد.
their relationship is built on honest communication.
ارتباط آنها بر اساس ارتباط صادقانهای است.
the honest broker helped both parties reach an agreement.
میانجی صادقانه به هر دو طرف کمک کرد تا به توافقی برسند.
the young man has honest eyes and a kind smile.
جوان مرد چشمان صادقانه و لبخند مهربانی دارد.
she has always been honest in her business dealings.
او همیشه در معاملات کسب و کار خود صادق بوده است.
doctors must be honest with their patients about treatment options.
پزشکان باید در مورد گزینههای درمانی با بیماران خود صادق باشند.
the witness gave an honest account of what she saw.
گواه یک توصیف صادقانه از آنچه دیده بود را ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید