perfidious

[ایالات متحده]/pəˈfɪdɪəs/
[بریتانیا]/pərˈfɪdɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی وفا; خائن; نامطمئن; فریبکار

عبارات و ترکیب‌ها

perfidious friend

دوست فریبکار

perfidious act

عمل فریبکارانه

perfidious traitor

خائن فریبکار

perfidious enemy

دشمن فریبکار

perfidious scheme

طرح فریبکارانه

perfidious promise

قول فریبکارانه

perfidious behavior

رفتار فریبکارانه

perfidious whisper

نجواهای فریبکارانه

perfidious lover

عاشق فریبکار

perfidious intentions

قصد و نیت‌های فریبکارانه

جملات نمونه

his perfidious actions led to the downfall of the entire team.

اقدامات فریبکارانه‌اش منجر به سقوط کل تیم شد.

she discovered his perfidious nature after their engagement.

او پس از نامزدی‌شان، طبیعت فریبکارانه‌اش را کشف کرد.

the perfidious betrayal left everyone in shock.

خیانت فریبکارانه باعث شد همه شوکه شوند.

he was known for his perfidious schemes and deceitful tactics.

او به خاطر نقشه‌های فریبکارانه‌اش و تاکتیک‌های فریبکارانه‌اش شناخته می‌شد.

her perfidious smile made him wary of her intentions.

لبخند فریبکارانه‌اش باعث شد او نسبت به نیاتش محتاط شود.

the perfidious spy infiltrated the organization undetected.

جاسوس فریبکار به طور نامحسوس به سازمان نفوذ کرد.

trusting him was a mistake due to his perfidious reputation.

به دلیل شهرت فریبکارانه‌اش، اعتماد به او اشتباه بود.

she felt betrayed by his perfidious friendship.

او به خاطر دوستی فریبکارانه‌اش احساس خیانت کرد.

the perfidious plot was uncovered just in time.

طرح فریبکارانه درست به موقع کشف شد.

they were warned about his perfidious behavior, but they didn't listen.

از رفتار فریبکارانه‌اش به آنها هشدار داده شد، اما آنها گوش نکردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید