hopped

[ایالات متحده]/hɒpt/
[بریتانیا]/hɑpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل از hop؛ بر روی یک پا پرش کردن؛ با دو پا پرش کردن؛ انتخاب هپس

عبارات و ترکیب‌ها

hopped up

پرش به بالا

hopped on

سوار شدن

hopped over

از روی پریدن

hopped around

چندین بار پریدن

hopped back

برگشتن با پریدن

hopped along

همراه با پریدن

hopped off

پیاده شدن

hopped into

وارد شدن با پریدن

hopped out

خارج شدن با پریدن

hopped up on

روی چیزی پریدن

جملات نمونه

the rabbit hopped across the field.

خرگوش از میان زمین پريد.

she hopped onto the bus just in time.

او درست به موقع سوار اتوبوس شد و پرید.

the kids hopped around in excitement.

بچه ها با هیجان در اطراف پریدند.

he hopped off the bike and ran to the store.

او از دوچرخه پرید و به سمت مغازه دوید.

the frog hopped from one lily pad to another.

قورباغه از یک نیلوفر آبی به نیلوفر آبی دیگر پرید.

they hopped over the puddles after the rain.

آنها بعد از باران از روی گودال ها پریدند.

she hopped in place while waiting for her turn.

او در حالی که نوبت خود را منتظر بود، در جا پرید.

the dog happily hopped around the yard.

سگ با خوشحالی در حیاط پرید.

he hopped into his car and drove away.

او سوار ماشین خود شد و رانندگی کرد.

the children hopped on the trampoline.

بچه ها روی ترامپولین پریدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید