horrifyingly

[ایالات متحده]/ˈhɒrɪfaɪɪŋli/
[بریتانیا]/ˈhɔːrəˌfaɪɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که وحشت یا ترس ایجاد کند

عبارات و ترکیب‌ها

horrifyingly bad

بسیار وحشتناک

horrifyingly real

بسیار واقعی

horrifyingly close

بسیار نزدیک

horrifyingly loud

بسیار بلند

horrifyingly dark

بسیار تاریک

horrifyingly fast

بسیار سریع

horrifyingly cold

بسیار سرد

horrifyingly close-minded

بسیار متعصب

horrifyingly painful

بسیار دردناک

horrifyingly empty

بسیار خالی

جملات نمونه

she horrifyingly realized she had missed the deadline.

او به طرز وحشتناکی متوجه شد که مهلت مقرر را از دست داده است.

the news was horrifyingly shocking to everyone in the room.

این خبر برای همه افراد حاضر در اتاق به طرز وحشتناکی تکان دهنده بود.

he told a horrifyingly detailed story about the accident.

او داستانی به طرز وحشتناکی مفصل در مورد حادثه تعریف کرد.

the movie was horrifyingly realistic in its portrayal of violence.

فیلم به طرز وحشتناکی در به تصویر کشیدن خشونت، واقع گرایانه بود.

she received a horrifyingly graphic message that disturbed her.

او پیامی به طرز وحشتناکی گرافیکی دریافت کرد که او را آزار داد.

the horrifyingly loud scream echoed through the night.

جیغ وحشتناک به طرز وحشتناکی در طول شب طنین انداز شد.

they discovered a horrifyingly large spider in the basement.

آنها یک عنکبوت به طرز وحشتناکی بزرگ را در زیرزمین کشف کردند.

the report contained horrifyingly high statistics on crime rates.

گزارش شامل آمار به طرز وحشتناکی بالا در مورد نرخ جرم و جنایت بود.

it was horrifyingly clear that the project was failing.

به طرز وحشتناکی واضح بود که پروژه در حال شکست است.

he had a horrifyingly vivid nightmare that he couldn't shake off.

او یک شباهنگ به طرز وحشتناکی واضح داشت که نتوانست آن را فراموش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید