terrifyingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که ترس یا وحشت ایجاد کند

جملات نمونه

The horror movie was terrifyingly realistic.

فیلم ترسناک به طرز وحشتناکی واقعی به نظر می‌رسید.

She screamed terrifyingly when she saw the spider.

وقتی عنکبوت را دید، به طرز وحشتناکی جیغ کشید.

The roller coaster ride was terrifyingly fast and thrilling.

سوار شدن به شهربازی به طرز وحشتناکی سریع و هیجان انگیز بود.

The haunted house was terrifyingly dark and creepy.

خانه تسخیر شده به طرز وحشتناکی تاریک و ترسناک بود.

He told a terrifyingly vivid ghost story.

او یک داستان شبح به طرز وحشتناکی زنده تعریف کرد.

The storm outside was terrifyingly loud.

طوفان بیرون به طرز وحشتناکی بلند بود.

The haunted forest looked terrifyingly mysterious at night.

جنگل تسخیر شده شب‌ها به طرز وحشتناکی مرموز به نظر می‌رسید.

The abandoned house was terrifyingly silent.

خانه متروکه به طرز وحشتناکی ساکت بود.

The clown's costume was terrifyingly colorful.

لباس شعبده باز به طرز وحشتناکی رنگارنگ بود.

The mountain path was terrifyingly steep and narrow.

مسیر کوهستانی به طرز وحشتناکی شیب‌دار و باریک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید