horse-powered engine
موتور میخوره
horse-powered machinery
ماشین آلات میخوره
horse-powered vehicle
وسیله نقلیه میخوره
horse-powered farm
کشاورزی میخوره
horse-powered mill
کارخانه میخوره
horse-powered operation
عملیات میخوره
horse-powered system
سیستم میخوره
horse-powered drive
درو میخوره
horse-powered pump
پمپ میخوره
horse-powered works
کارهای میخوره
the vintage car boasted a powerful horse-powered engine.
ماشین خودروی قدیمی با موتور قدرتمند مکانیکی اسب بود.
early factories often relied on horse-powered machinery for operation.
کارخانههای ابتدایی اغلب از ماشینآلات مکانیکی اسبی برای عملکرد استفاده میکردند.
we studied historical documents detailing horse-powered milling techniques.
ما اسناد تاریخی را که فنون آسیابکردن با قدرت اسبی را توضیح میدادند مطالعه کردیم.
the museum showcased a fascinating exhibit on horse-powered transportation.
موزه یک نمایش جذاب درباره حمل و نقل با قدرت اسبی را نمایش داد.
the farm used horse-powered equipment to plow the fields efficiently.
کشاورزی از تجهیزات مکانیکی اسبی برای کاشت زمینها به طور کارآمد استفاده میکرد.
the invention of the steam engine gradually replaced horse-powered systems.
اختراع موتور بخار به تدریج سیستمهای مکانیکی اسبی را جایگزین کرد.
the horse-powered sawmill was a vital part of the logging industry.
آسیاب چوبی مکانیکی اسبی بخشی حیاتی از صنعت چوب کردن بود.
they demonstrated the effectiveness of horse-powered grain threshing.
آنها کارایی فرآوری غلات با قدرت اسبی را نشان دادند.
the project aimed to reconstruct a working model of a horse-powered loom.
این پروژه به بازسازی یک مدل کارکرده از ریشک مکانیکی اسبی میپرداخت.
the historical society preserved artifacts related to horse-powered agriculture.
جمعیت تاریخی باقیماندههای مرتبط با کشاورزی مکانیکی اسبی را حفظ کرد.
the documentary explored the challenges of maintaining horse-powered infrastructure.
فیلم مستند چالشهای حفظ زیرساختهای مکانیکی اسبی را بررسی کرد.
horse-powered engine
موتور میخوره
horse-powered machinery
ماشین آلات میخوره
horse-powered vehicle
وسیله نقلیه میخوره
horse-powered farm
کشاورزی میخوره
horse-powered mill
کارخانه میخوره
horse-powered operation
عملیات میخوره
horse-powered system
سیستم میخوره
horse-powered drive
درو میخوره
horse-powered pump
پمپ میخوره
horse-powered works
کارهای میخوره
the vintage car boasted a powerful horse-powered engine.
ماشین خودروی قدیمی با موتور قدرتمند مکانیکی اسب بود.
early factories often relied on horse-powered machinery for operation.
کارخانههای ابتدایی اغلب از ماشینآلات مکانیکی اسبی برای عملکرد استفاده میکردند.
we studied historical documents detailing horse-powered milling techniques.
ما اسناد تاریخی را که فنون آسیابکردن با قدرت اسبی را توضیح میدادند مطالعه کردیم.
the museum showcased a fascinating exhibit on horse-powered transportation.
موزه یک نمایش جذاب درباره حمل و نقل با قدرت اسبی را نمایش داد.
the farm used horse-powered equipment to plow the fields efficiently.
کشاورزی از تجهیزات مکانیکی اسبی برای کاشت زمینها به طور کارآمد استفاده میکرد.
the invention of the steam engine gradually replaced horse-powered systems.
اختراع موتور بخار به تدریج سیستمهای مکانیکی اسبی را جایگزین کرد.
the horse-powered sawmill was a vital part of the logging industry.
آسیاب چوبی مکانیکی اسبی بخشی حیاتی از صنعت چوب کردن بود.
they demonstrated the effectiveness of horse-powered grain threshing.
آنها کارایی فرآوری غلات با قدرت اسبی را نشان دادند.
the project aimed to reconstruct a working model of a horse-powered loom.
این پروژه به بازسازی یک مدل کارکرده از ریشک مکانیکی اسبی میپرداخت.
the historical society preserved artifacts related to horse-powered agriculture.
جمعیت تاریخی باقیماندههای مرتبط با کشاورزی مکانیکی اسبی را حفظ کرد.
the documentary explored the challenges of maintaining horse-powered infrastructure.
فیلم مستند چالشهای حفظ زیرساختهای مکانیکی اسبی را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید