reign

[ایالات متحده]/reɪn/
[بریتانیا]/reɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. حکومت کردن; غالب بودن; تسلط داشتن
n. حکومت; تسلط; دوره حکومت
Word Forms
قسمت سوم فعلreigned
شکل سوم شخص مفردreigns
صفت یا فعل حال استمراریreigning
زمان گذشتهreigned
جمعreigns

عبارات و ترکیب‌ها

reign of terror

حکومت ترور

reign over

حاکمیت بر

reign supreme

حاکم مطلق بودن

جملات نمونه

the reign of reason.

حکومت عقل

the reign of law in nature

حاکمیت قانون در طبیعت

the reign of George VI

حکومت جورج ششم

the reigning world champion.

قهرمان جهان در حال حکومت

a marketplace where entropy reigns supreme.

بازاری که آنتروپی در آن حاکم است.

they instigated a reign of terror.

آنها یک حکومت وحشت را آغاز کردند.

Hollywood's reigning patriarch rose to speak.

رییس خاندان مشهور هالیوود برای صحبت کردن برخاست.

the Nashville sound will reign supreme once again.

صدای نشویل بار دیگر برتر خواهد بود.

reign over a small kingdom

حکومت بر یک پادشاهی کوچک

Chaos reigned in the classroom.

هرج و مرج در کلاس درس حکمفرما بود.

Panic reigned as the fire spread.

با گسترش آتش، وحشت حکمفرما شد.

English is easily the reigning language in the financial world.

انگلیسی به راحتی زبان مسلط در دنیای مالی است.

the new Shah began his reign as an Anglo-Soviet puppet.

شاه جدید حکومت خود را به عنوان عروسکی تحت الحمایت انگلوساکسون آغاز کرد.

Queen Elizabeth reigns over the UK.

ملکه الیزابت بر بریتانیای کبیر حکومت می کند.

the original chapel was built in the reign of Charles I.

کاپشن اصلی در دوران حکومت چارلز اول ساخته شد.

on the race track he reigned supreme .

در پیست مسابقه او برتر بود.

an air of triumphalism reigns in his administration.

فضای غرور در دولت او حاکم است.

Better to reign in hell than serve in heaven.

بهتر است در جهنم حکومت کنید تا در بهشت خدمت کنید.

The Queen reigns but does not rule.

ملکه حکومت می کند اما حکومت نمی کند.

نمونه‌های واقعی

The Supreme Court loosened the reigns on political campaign contributions.

دیوان عالی دادگاه، محدودیت‌ها را در مورد کمک‌های مالی کمپین‌های سیاسی کاهش داد.

منبع: AP Listening Collection April 2014

Fish reign the oceans and eat the algae.

ماهی‌ها بر اقیانوس‌ها حکومت می‌کنند و جلبک‌ها را می‌خورند.

منبع: Learn English through advertisements.

For River Town when willow-down and flowers reign.

برای شهر رودخانه، زمانی که تارتار گیاه توس پایین می‌آید و گل‌ها حکومت می‌کنند.

منبع: Selected English Translations of Ancient Poetry by Xu Yuanchong

The emperor has abdicated, ending his three-decade reign and breaking a long tradition.

امپراتور کناره‌گیری کرد و حکومت خود را که ۳۰ سال طول کشید، پایان داد و یک سنت طولانی را شکست.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

The rest of Edward's reign was relatively peaceful.

بقیه حکومت ادوارد نسبتاً آرام بود.

منبع: Realm of Legends

The queen's reign lasted more than fifty years.

حکومت ملکه بیش از پنجاه سال طول کشید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Motivations aside, let's talk about Hatshepsut's actual reign.

با وجود انگیزه‌ها، بیایید در مورد حکومت واقعی حتشپسوت صحبت کنیم.

منبع: Women Who Changed the World

That makes Victoria seem like she had a short reign.

این باعث می‌شود ویکتوریا اینطور به نظر برسد که حکومت کوتاهی داشته است.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

But Winston Churchill has taken the reigns of the British government.

اما وینستون چرچیل مسئولیت دولت بریتانیا را بر عهده گرفته است.

منبع: The Apocalypse of World War II

We didn't give you free reign of that much budget.

ما به شما اجازه ندادیم آنقدر بودجه را آزادانه خرج کنید.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید