horseshoed

[ایالات متحده]/ˈhɔːsʃuːd/
[بریتانیا]/ˈhɔːrsʃuːd/

ترجمه

n. شیء به شکل U که برای محافظت از سم اسب استفاده می‌شود
v. فراهم کردن نعل برای اسب

عبارات و ترکیب‌ها

horseshoed luck

شانس زیره اسب

horseshoed shape

شکل زیره اسب

horseshoed design

طراحی زیره اسب

horseshoed arch

طاقچه زیره اسب

horseshoed pattern

الگوی زیره اسب

horseshoed fence

نرده زیره اسب

horseshoed garden

باغچه زیره اسب

horseshoed sign

تابلو زیره اسب

horseshoed table

میز زیره اسب

horseshoed charm

جذابیت زیره اسب

جملات نمونه

the horseshoed design of the building adds a unique charm.

طراحی蹄‌اسبی ساختمان جذابیت منحصر به فردی به آن می‌بخشد.

he hung a horseshoed charm above the door for good luck.

او برای خوش‌شانسی یک طلسم با طرح اسب‌سوار را بالای در آویزان کرد.

the horseshoed track made it easier for the runners.

مسیر با طرح اسب‌سوار دویدن را برای دو‌رانان آسان‌تر کرد.

they found a horseshoed rock formation during their hike.

آنها در حین پیاده‌روی خود یک ساختار صخره‌ای با طرح اسب‌سوار پیدا کردند.

the horseshoed garden layout was perfect for entertaining guests.

چیدمان باغ با طرح اسب‌سوار برای پذیرایی از مهمانان عالی بود.

she wore a horseshoed necklace that her grandmother gave her.

او یک گردنبند با طرح اسب‌سوار که مادربزرگش به او داده بود، پوشید.

the horseshoed seating arrangement allowed everyone to see the performance.

چیدمان صندلی با طرح اسب‌سوار به همه اجازه داد تا نمایش را ببینند.

he prefers horseshoed tables for his dining room.

او ترجیح می‌دهد برای اتاق غذاخوری خود میزهای با طرح اسب‌سوار داشته باشد.

the horseshoed shape of the arena created an intimate atmosphere.

شکل اسب‌سوار میدان، فضایی صمیمی ایجاد کرد.

they decided to build a horseshoed fence around the property.

آنها تصمیم گرفتند یک حصار با طرح اسب‌سوار در اطراف ملک بسازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید