hotcake

[ایالات متحده]/[ˈhɒtkeɪk]/
[بریتانیا]/[ˈhɒtkeɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نان پیچیده که از مخلوط (بیت) ساخته شده و روی یک گریل یا چرخنده گرم پخته می‌شود؛ یک نان پانکیک، به ویژه یکی که بزرگ و ضخیم است.
Word Forms
جمعhotcakes

عبارات و ترکیب‌ها

hotcake batter

آماده‌سازی نان داغ

making hotcakes

تولید نان داغ

fluffy hotcakes

نان داغ کشکی

hotcakes and syrup

نان داغ و شربت

eat hotcakes

خوردن نان داغ

fresh hotcakes

نان داغ تازه

hotcake mix

مخلوط نان داغ

stack of hotcakes

پیکانی از نان داغ

warm hotcakes

نان داغ گرم

served hotcakes

نان داغ سرو شده

جملات نمونه

i love making hotcakes on sunday mornings.

من دوست دارم که در صبح‌های یکشنبه پانکیک گرم بپزیم.

she flipped the hotcake with impressive skill.

او با مهارت بسیار خوب پانکیک را تکان داد.

the kids devoured the stack of fluffy hotcakes.

کودکان دوپاچه پانکیک‌های نرم را خوردند.

we topped the hotcakes with maple syrup and berries.

ما پانکیک‌ها را با شکر می‌خوره و میوه‌هایی نیز روی آن گذاشتیم.

he burned the first hotcake slightly.

او پانکیک اول را کمی سوخت.

the aroma of freshly cooked hotcakes filled the kitchen.

بوی پانکیک‌های تازه پخته شده کухکش را پر کرد.

she added chocolate chips to her hotcake batter.

او چیپ‌های شکلات را به مخلوط پانکیک خود اضافه کرد.

they enjoyed a delicious hotcake breakfast.

آن‌ها از صبح‌餐 پانکیک‌های لذیذ لذت برده‌اند.

the recipe called for buttermilk in the hotcake mix.

فرمول‌نویسی برای مخلوط پانکیک از شیر تازه استفاده می‌کرد.

he drizzled honey over his hotcake.

او میوه‌های گل‌های عسل روی پانکیک خود ریخت.

she used a griddle to cook the hotcakes evenly.

او از یک تخته پانکیک برای پختن پانکیک‌های یکنواخت استفاده کرد.

the diner was famous for its buttermilk hotcakes.

این خوراک فروشی به خاطر پانکیک‌های شیر تازه مפורסم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید