| جمع | hotcakes |
hotcake batter
آمادهسازی نان داغ
making hotcakes
تولید نان داغ
fluffy hotcakes
نان داغ کشکی
hotcakes and syrup
نان داغ و شربت
eat hotcakes
خوردن نان داغ
fresh hotcakes
نان داغ تازه
hotcake mix
مخلوط نان داغ
stack of hotcakes
پیکانی از نان داغ
warm hotcakes
نان داغ گرم
served hotcakes
نان داغ سرو شده
i love making hotcakes on sunday mornings.
من دوست دارم که در صبحهای یکشنبه پانکیک گرم بپزیم.
she flipped the hotcake with impressive skill.
او با مهارت بسیار خوب پانکیک را تکان داد.
the kids devoured the stack of fluffy hotcakes.
کودکان دوپاچه پانکیکهای نرم را خوردند.
we topped the hotcakes with maple syrup and berries.
ما پانکیکها را با شکر میخوره و میوههایی نیز روی آن گذاشتیم.
he burned the first hotcake slightly.
او پانکیک اول را کمی سوخت.
the aroma of freshly cooked hotcakes filled the kitchen.
بوی پانکیکهای تازه پخته شده کухکش را پر کرد.
she added chocolate chips to her hotcake batter.
او چیپهای شکلات را به مخلوط پانکیک خود اضافه کرد.
they enjoyed a delicious hotcake breakfast.
آنها از صبح餐 پانکیکهای لذیذ لذت بردهاند.
the recipe called for buttermilk in the hotcake mix.
فرمولنویسی برای مخلوط پانکیک از شیر تازه استفاده میکرد.
he drizzled honey over his hotcake.
او میوههای گلهای عسل روی پانکیک خود ریخت.
she used a griddle to cook the hotcakes evenly.
او از یک تخته پانکیک برای پختن پانکیکهای یکنواخت استفاده کرد.
the diner was famous for its buttermilk hotcakes.
این خوراک فروشی به خاطر پانکیکهای شیر تازه مפורסم بود.
hotcake batter
آمادهسازی نان داغ
making hotcakes
تولید نان داغ
fluffy hotcakes
نان داغ کشکی
hotcakes and syrup
نان داغ و شربت
eat hotcakes
خوردن نان داغ
fresh hotcakes
نان داغ تازه
hotcake mix
مخلوط نان داغ
stack of hotcakes
پیکانی از نان داغ
warm hotcakes
نان داغ گرم
served hotcakes
نان داغ سرو شده
i love making hotcakes on sunday mornings.
من دوست دارم که در صبحهای یکشنبه پانکیک گرم بپزیم.
she flipped the hotcake with impressive skill.
او با مهارت بسیار خوب پانکیک را تکان داد.
the kids devoured the stack of fluffy hotcakes.
کودکان دوپاچه پانکیکهای نرم را خوردند.
we topped the hotcakes with maple syrup and berries.
ما پانکیکها را با شکر میخوره و میوههایی نیز روی آن گذاشتیم.
he burned the first hotcake slightly.
او پانکیک اول را کمی سوخت.
the aroma of freshly cooked hotcakes filled the kitchen.
بوی پانکیکهای تازه پخته شده کухکش را پر کرد.
she added chocolate chips to her hotcake batter.
او چیپهای شکلات را به مخلوط پانکیک خود اضافه کرد.
they enjoyed a delicious hotcake breakfast.
آنها از صبح餐 پانکیکهای لذیذ لذت بردهاند.
the recipe called for buttermilk in the hotcake mix.
فرمولنویسی برای مخلوط پانکیک از شیر تازه استفاده میکرد.
he drizzled honey over his hotcake.
او میوههای گلهای عسل روی پانکیک خود ریخت.
she used a griddle to cook the hotcakes evenly.
او از یک تخته پانکیک برای پختن پانکیکهای یکنواخت استفاده کرد.
the diner was famous for its buttermilk hotcakes.
این خوراک فروشی به خاطر پانکیکهای شیر تازه مפורסم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید