hotted

[ایالات متحده]/hɒtɪd/
[بریتانیا]/hɑːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شدیدتر یا فعال‌تر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

hotted up

گرم شده

hotted debate

بحث داغ

hotted topic

موضوع داغ

hotted discussion

بحث داغ

hotted moment

لحظه داغ

hotted argument

بحث داغ

hotted scene

صحنه داغ

hotted competition

رقابت داغ

hotted affair

ماجرای داغ

hotted issue

مسئله داغ

جملات نمونه

she hotted up the soup before serving it.

او قبل از سرویس کردن آن سوپ را گرم کرد.

the debate hotted up as more people joined in.

بحث با پیوستن افراد بیشتر داغ‌تر شد.

the competition hotted up in the final round.

رقابت در دور پایانی داغ‌تر شد.

they hotted up the discussion to reach a conclusion.

آنها بحث را داغ کردند تا به نتیجه برسند.

the weather hotted up quickly during the afternoon.

هوا در طول بعد از ظهر به سرعت گرم شد.

his performance hotted up, impressing the judges.

عملکرد او داغ‌تر شد و داوران را تحت تأثیر قرار داد.

as the party continued, the atmosphere hotted up.

همانطور که مهمانی ادامه یافت، فضای آن داغ‌تر شد.

the discussion hotted up when they introduced new topics.

بحث با معرفی موضوعات جدید داغ‌تر شد.

she hotted up the room with her vibrant personality.

او با شخصیت پر جنب و جوشش، فضای اتاق را گرم کرد.

the game hotted up in the last few minutes.

بازی در دقایق پایانی داغ‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید