chilled

[ایالات متحده]/tʃɪld/
[بریتانیا]/tʃɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یخ زده; سرد; سخت شده توسط سرما; با تأخیر تنظیم شده
v. سرد کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلchilled

عبارات و ترکیب‌ها

chilled drink

نوشیدنی خنک

chilled atmosphere

فضای خنک

chilled water

آب خنک

chilled meat

گوشت خنک

chilled cast iron

چدن سرد

chilled steel

فولاد سرد

جملات نمونه

I'm chilled to the bone .

من تا مغز استخوان یخ زده‌ام.

the city was chilled by the violence.

شهر با خشونت‌ها دچار سرمای شدیدی شده بود.

a sight which chilled me to the marrow.

صحنه‌ای که مرا تا مغز استخوان می‌لرزاند.

The freezing weather chilled me to the bone.

هواى سرد من را تا استخوان یخ زد.

Chicory, fresh or chilled, (excl. witloof)","

علف قماری، تازه یا سرد، (به استثنای ویلوف)

Rain chilled the glittering pageant.

باران جشن درخشان را سرد کرد.

His threat chilled her to the marrow.

تهدید او باعث شد تا او را تا مغز استخوان بترساند.

after the show, the band chilled out in the car park.

بعد از اجرا، گروه در پارکینگ استراحت کرد.

We went to build a snowman but before it was half finished I was chilled to the bone.

ما برای ساختن یک آدم برفی رفتیم اما قبل از اینکه نصف آن تمام شود، من تا استخوان یخ کردم.

Sardines (Sardina pilchardus, Sardinops spp.), sardinella (Sardinella spp.), brisling or sprats (Sprattus sprattus), fresh or chilled F01

سردین (ساردینا پیلچاردوس، ساردینوپس spp)، ساردینلا (ساردینلا spp)، بریزلینگ یا اسپرات (اسپراتوس اسپراتوس)، تازه یا سرد F01

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید