hut

[ایالات متحده]/hʌt/
[بریتانیا]/hʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلبه یا پناهگاه کوچک; باراک موقت
vt. کسی را مجبور به زندگی در کلبه کردن; مستقر کردن
vi. در یک کلبه زندگی کردن; مستقر شدن
Word Forms
جمعhuts

عبارات و ترکیب‌ها

beach hut

کلبه ساحلی

جملات نمونه

The hut is in the midst of the forest.

کلبه در میان جنگل قرار دارد.

a ramshackle old hut

یک کلبه قدیمی و نامرتب

the huts are relatively few and insubstantial.

کلبه‌ها نسبتاً کم و ناچیز هستند.

they searched around the hut for a spoor.

آنها به دنبال رد پا در اطراف کلبه گشتند.

The lean-to joined the hut at the eaves.

پناهگاه به کلبه در لبه سقف متصل شد.

They live in a squalid hut in the poorest part of the village.

آنها در یک کلبه کثیف و بد در فقیرترین بخش دهکده زندگی می کنند.

Baldy bached in a hut down the road a bit.

بالدی کمی پایین‌تر در جاده در یک کلبه لانه کرد.

the bomb reduced the flimsy huts to matchwood.

بمب کلبه‌های نازک را به الوار تبدیل کرد.

the hut sheltered him from the cold wind.

کلبه او را از باد سرد محافظت کرد.

The roof of the granny's hut came down during the night.

سقف کلبه مادربزرگ در طول شب فرو ریخت.

The hut isn't safe; it was just flung together.

کلبه امن نیست؛ فقط به هم چسبانده شده است.

The hut hung half over the edge of the precipice.

کلبه به طور نصفه از لبه صخره آویزان بود.

the mountain hut is beloved of families on a day's outing.

کلبه کوهستانی برای خانواده ها در یک سفر یک روزه مورد علاقه است.

The huts they lived in were sordid and filthy beyond belief.

کلبه هایی که در آن زندگی می کردند، فراتر از باور، بد و کثیف بودند.

In the lightning I saw that the roof of the hut had been blown off.

در هنگام رعد و برق دیدم که سقف کلبه از جا کنده شده است.

The hut was constructed from trees that grew in the forest.

کلبه از درختانی که در جنگل رشد کرده بودند ساخته شده بود.

The end hut is to be used for issuing guns to the new soldiers.

کلبه انتهایی برای توزیع سلاح به سربازان جدید استفاده خواهد شد.

I was hut orderly, and got checked for dull brass doorknobs .

من به طور منظم و با دقت بررسی کردم که دستگیره های برنجی کدر نباشند.

Human intelligence designed and fabricated from wickiup to hut then to high-rise.

هوش انسانی طراحی و ساخت از نوع وکی آپ تا کلبه و سپس تا ساختمان بلند.

The storm flattened the flimsy wooden huts that the villagers lived in.

طوفان کلبه‌های چوبی نازک که روستاییان در آن زندگی می‌کردند را تخریب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید