householder

[ایالات متحده]/'haʊshəʊldə/
[بریتانیا]/'haʊsholdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن، سرپرست خانواده
Word Forms

جملات نمونه

householders may be charged for the removal of non-recyclable rubbish.

مالکان ممکن است برای دفع زباله‌های غیرقابل بازیافت هزینه پرداخت کنند.

With high interest rates and a wages freeze, many householders are only just managing to keep their heads above water.

با نرخ بهره بالا و ثابت بودن حقوق، بسیاری از مالکین فقط به سختی سر خود را آبدار نگه می‌دارند.

The householder was responsible for paying the utility bills.

مالک مسئول پرداخت قبوض خدماتی بود.

The householder called a plumber to fix the leaky faucet.

مالک برای تعمیر شیر آب چکه کننده با یک لوله‌کش تماس گرفت.

As a householder, you should ensure the safety of your property.

به عنوان مالک، باید از ایمنی ملک خود اطمینان حاصل کنید.

The householder decided to renovate the kitchen.

مالک تصمیم گرفت آشپزخانه را بازسازی کند.

The householder planted flowers in the front yard.

مالک گل‌ها را در حیاط جلو کاشت.

The householder installed a security system in the house.

مالک یک سیستم امنیتی در خانه نصب کرد.

The householder hired a cleaning service to tidy up the house.

مالک یک سرویس نظافتی استخدام کرد تا خانه را مرتب کند.

The householder organized a neighborhood watch program.

مالک یک برنامه نظارت محلی سازماندهی کرد.

The householder adopted a stray cat from the street.

مالک یک گربه ولگرد را از خیابان به فرزندی پذیرفت.

The householder painted the walls of the living room a vibrant color.

مالک دیوارها را در اتاق نشیمن به رنگی زنده نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید