hullabaloo

[ایالات متحده]/ˌhʌləbə'luː/
[بریتانیا]/ˈhʌləbəˌlu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غوغا
Word Forms

جملات نمونه

remember all the hullabaloo over the golf ball?.

به یاد داشته باشید تمام جنجال و همهمه‌ سر توپ گلف.

The first performance of the iconoclastic composition caused a tremendous hullabaloo in the audience.

اجرای نخستین اثر نوآورانه باعث ایجاد جنجال و همهمه‌ای بزرگ در بین تماشاچیان شد.

There was a lot of hullabaloo at the concert last night.

دیشب در کنسرت جنجال و همهمه‌ای زیاد وجود داشت.

The children's birthday party was full of hullabaloo and excitement.

جشن تولد کودکان پر از جنجال و هیجان بود.

The politician's scandal caused a huge hullabaloo in the media.

رسوایی سیاستمدار باعث ایجاد جنجال بزرگی در رسانه شد.

The new policy announcement created a hullabaloo among the citizens.

اعلام سیاست جدید باعث ایجاد جنجالی در بین شهروندان شد.

Ignore all the hullabaloo and focus on your work.

تمام جنجال و همهمه‌ها را نادیده بگیرید و روی کار خود تمرکز کنید.

The controversial decision led to a hullabaloo within the organization.

تصمیم بحث‌برانگیز منجر به جنجالی در داخل سازمان شد.

The arrival of the celebrity caused a hullabaloo at the airport.

ورود چهره مشهور باعث ایجاد جنجالی در فرودگاه شد.

The sudden announcement of the winner created a hullabaloo among the contestants.

اعلام ناگهانی برنده باعث ایجاد جنجالی در بین شرکت‌کنندگان شد.

Despite all the hullabaloo, the team managed to stay focused on their goal.

با وجود تمام جنجال و همهمه‌ها، تیم توانست روی هدف خود متمرکز بماند.

The company's merger caused a lot of hullabaloo in the business world.

ادغام شرکت‌ها باعث ایجاد جنجال زیادی در دنیای کسب و کار شد.

نمونه‌های واقعی

All this hullabaloo over a silly little flower.

همه‌ی این سر و صدا به خاطر یک گل کوچک احمقانه.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Poor Wilbur was dazed and frightened by this hullabaloo (ruckus, uproar, confusion).

ویبر بیچاره گیج و ترسیده بود از این هم و همی (همش و همی، جنجال، سر و صدا).

منبع: Charlotte's Web

Today's vocabulary word was hullabaloo, a noun meaning a commotion or a fuss.

کلمه واژگانی امروز، هم و همی بود، یک اسم که به معنای جنجال یا سر و صدا است.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

You can't imagine what a hullabaloo they've been making about it at the College.

نمی‌توانید تصور کنید که آن‌ها چه هم و همی در مورد آن در کالج ایجاد کرده‌اند.

منبع: Brave New World

William, I must say, 'hullabaloo' is a very strange sounding word! Where does it come from?

ویلیام، باید بگویم، 'هم و همی' کلمه ای با صدای بسیار عجیب است! از کجا آمده است؟

منبع: BBC Authentic English

That hullabaloo going on with your feet.

هم و همی که در مورد پاهای شما اتفاق می افتد.

منبع: Avatar Season 3

At the center of the hullabaloo, as she was in Gerwig's " Lady Bird, " is Saoirse Ronan.

در مرکز هم و همی، همانطور که در فیلم "بانوی پرنده" گرگویگ بود، سائرس رونان است.

منبع: Selected English short passages

So in that example, a teacher's class was making such a hullabaloo that no-one could hear her.

بنابراین در آن مثال، کلاس یک معلم به قدری هم و همی ایجاد کرد که هیچ کس نمی توانست صدای او را بشنود.

منبع: BBC Authentic English

Mindy? -A hullabaloo was caused this morning when an employee discovered an endangered gopher tortoise blocking a rally's drive-through.

میندی؟ - امروز صبح هم و همی به وجود آمد زمانی که کارمندی لاک‌پشت گوفِر در معرض خطر را که در مسیر درایو-ثرو یک گردهم آمدی مسدود کرده بود، کشف کرد.

منبع: First Arrival (Season 2)

There was, you know, some hullabaloo in the, in the media talking about why is, why aren't you focusing on lamb?

می‌دانید، در رسانه ها هم و همی وجود داشت که در مورد این صحبت می کرد که چرا، چرا روی گوشت بره تمرکز نمی کنید؟

منبع: Fantasy Football Player

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید