big hullabaloos
همهچالشهای بزرگ
hullabaloos everywhere
همهچالشها همه جا
minor hullabaloos
همهچالشهای جزئی
hullabaloos and chaos
همهچالشها و هرج و مرج
hullabaloos galore
مقدار زیادی همهچالش
hullabaloos ensued
همهچالشها آغاز شد
hullabaloos erupted
همهچالشها فوران کرد
hullabaloos abound
همهچالشها فراوان است
hullabaloos arise
همهچالشها پدیدار میشود
there was a hullabaloo at the party last night.
شب گذشته در مهمانی به هم ریختگی زیادی وجود داشت.
the hullabaloo over the new policy surprised everyone.
به هم ریختگی در مورد سیاست جدید همه را غافلگیر کرد.
after the hullabaloo, the meeting finally resumed.
پس از به هم ریختگی، جلسه سرانجام از سر گرفته شد.
we had to calm the hullabaloo in the classroom.
ما باید به هم ریختگی را در کلاس درس آرام کنیم.
the hullabaloo about the concert tickets was intense.
به هم ریختگی در مورد بلیط کنسرت شدید بود.
his speech caused quite a hullabaloo among the audience.
سخنرانی او باعث به هم ریختگی زیادی در بین مخاطبان شد.
there was a hullabaloo in the streets during the parade.
در طول رژه، به هم ریختگی زیادی در خیابان ها وجود داشت.
the hullabaloo surrounding the election was unavoidable.
به هم ریختگی پیرامون انتخابات اجتناب ناپذیر بود.
the children created a hullabaloo while playing outside.
بچه ها در حالی که بیرون بازی می کردند، به هم ریختگی ایجاد کردند.
despite the hullabaloo, the event went smoothly.
با وجود به هم ریختگی، رویداد به خوبی پیش رفت.
big hullabaloos
همهچالشهای بزرگ
hullabaloos everywhere
همهچالشها همه جا
minor hullabaloos
همهچالشهای جزئی
hullabaloos and chaos
همهچالشها و هرج و مرج
hullabaloos galore
مقدار زیادی همهچالش
hullabaloos ensued
همهچالشها آغاز شد
hullabaloos erupted
همهچالشها فوران کرد
hullabaloos abound
همهچالشها فراوان است
hullabaloos arise
همهچالشها پدیدار میشود
there was a hullabaloo at the party last night.
شب گذشته در مهمانی به هم ریختگی زیادی وجود داشت.
the hullabaloo over the new policy surprised everyone.
به هم ریختگی در مورد سیاست جدید همه را غافلگیر کرد.
after the hullabaloo, the meeting finally resumed.
پس از به هم ریختگی، جلسه سرانجام از سر گرفته شد.
we had to calm the hullabaloo in the classroom.
ما باید به هم ریختگی را در کلاس درس آرام کنیم.
the hullabaloo about the concert tickets was intense.
به هم ریختگی در مورد بلیط کنسرت شدید بود.
his speech caused quite a hullabaloo among the audience.
سخنرانی او باعث به هم ریختگی زیادی در بین مخاطبان شد.
there was a hullabaloo in the streets during the parade.
در طول رژه، به هم ریختگی زیادی در خیابان ها وجود داشت.
the hullabaloo surrounding the election was unavoidable.
به هم ریختگی پیرامون انتخابات اجتناب ناپذیر بود.
the children created a hullabaloo while playing outside.
بچه ها در حالی که بیرون بازی می کردند، به هم ریختگی ایجاد کردند.
despite the hullabaloo, the event went smoothly.
با وجود به هم ریختگی، رویداد به خوبی پیش رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید