hullabaloos

[ایالات متحده]/ˌhʌləbəˈluːz/
[بریتانیا]/ˌhʌləbəˈluːz/

ترجمه

n. سر و صدای پر سر و صدا یا جنجال

عبارات و ترکیب‌ها

big hullabaloos

همه‌چالش‌های بزرگ

hullabaloos everywhere

همه‌چالش‌ها همه جا

minor hullabaloos

همه‌چالش‌های جزئی

hullabaloos and chaos

همه‌چالش‌ها و هرج و مرج

hullabaloos galore

مقدار زیادی همه‌چالش

hullabaloos ensued

همه‌چالش‌ها آغاز شد

hullabaloos erupted

همه‌چالش‌ها فوران کرد

hullabaloos abound

همه‌چالش‌ها فراوان است

hullabaloos arise

همه‌چالش‌ها پدیدار می‌شود

جملات نمونه

there was a hullabaloo at the party last night.

شب گذشته در مهمانی به هم ریختگی زیادی وجود داشت.

the hullabaloo over the new policy surprised everyone.

به هم ریختگی در مورد سیاست جدید همه را غافلگیر کرد.

after the hullabaloo, the meeting finally resumed.

پس از به هم ریختگی، جلسه سرانجام از سر گرفته شد.

we had to calm the hullabaloo in the classroom.

ما باید به هم ریختگی را در کلاس درس آرام کنیم.

the hullabaloo about the concert tickets was intense.

به هم ریختگی در مورد بلیط کنسرت شدید بود.

his speech caused quite a hullabaloo among the audience.

سخنرانی او باعث به هم ریختگی زیادی در بین مخاطبان شد.

there was a hullabaloo in the streets during the parade.

در طول رژه، به هم ریختگی زیادی در خیابان ها وجود داشت.

the hullabaloo surrounding the election was unavoidable.

به هم ریختگی پیرامون انتخابات اجتناب ناپذیر بود.

the children created a hullabaloo while playing outside.

بچه ها در حالی که بیرون بازی می کردند، به هم ریختگی ایجاد کردند.

despite the hullabaloo, the event went smoothly.

با وجود به هم ریختگی، رویداد به خوبی پیش رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید