| صفت یا فعل حال استمراری | squatting |
| جمع | squattings |
squat position
وضعیت اسکات
deep squat
اسکات عمیق
squatting exercise
تمرین اسکات
squatting technique
تکنیک اسکات
eight families are squatting in the house.
هشت خانواده در حال تصرف خانه هستند.
They've been squatting in an apartment for the past two years.
آنها دو سال گذشته در حال تصرف یک آپارتمان بودهاند.
He put a preoccupation with the opportunity to speak, like a bandit squatting on roadside, ready covetously to a highway robbery.
او با فرصت صحبت کردن به خود مشغول بود، مانند یک سارق که در کنار جاده کمین کرده و طمع وار آماده سرقت در جاده است.
He was caught squatting in the abandoned building.
او در حال تصرف ساختمان متروکه دستگیر شد.
Squatting can help improve your leg strength.
اسکوات کردن میتواند به بهبود قدرت پا کمک کند.
The squatters were asked to vacate the premises immediately.
از متصرفان خواسته شد که فوراً ملک را تخلیه کنند.
She was squatting down to pick up the fallen pen.
او برای برداشتن قلمی که افتاده بود، خم شده بود.
The squatting position is commonly used in yoga.
وضعیت اسکوات به طور معمول در یوگا استفاده می شود.
The homeless man was found squatting under the bridge.
مرد بیخانمان در حالتی اسکوات زیر پل پیدا شد.
Squatting is a natural resting position for many cultures.
اسکوات کردن یک حالت استراحت طبیعی برای بسیاری از فرهنگها است.
He injured his knee while squatting at the gym.
او در حالی که در باشگاه اسکوات می کرد، به زانویش آسیب زد.
The squatter built a makeshift shelter by squatting on public land.
متصرف یک سرپناه موقت با تصرف زمینهای عمومی ساخت.
She was squatting by the river, washing clothes.
او کنار رودخانه اسکوات کرده بود و لباس می شست.
squat position
وضعیت اسکات
deep squat
اسکات عمیق
squatting exercise
تمرین اسکات
squatting technique
تکنیک اسکات
eight families are squatting in the house.
هشت خانواده در حال تصرف خانه هستند.
They've been squatting in an apartment for the past two years.
آنها دو سال گذشته در حال تصرف یک آپارتمان بودهاند.
He put a preoccupation with the opportunity to speak, like a bandit squatting on roadside, ready covetously to a highway robbery.
او با فرصت صحبت کردن به خود مشغول بود، مانند یک سارق که در کنار جاده کمین کرده و طمع وار آماده سرقت در جاده است.
He was caught squatting in the abandoned building.
او در حال تصرف ساختمان متروکه دستگیر شد.
Squatting can help improve your leg strength.
اسکوات کردن میتواند به بهبود قدرت پا کمک کند.
The squatters were asked to vacate the premises immediately.
از متصرفان خواسته شد که فوراً ملک را تخلیه کنند.
She was squatting down to pick up the fallen pen.
او برای برداشتن قلمی که افتاده بود، خم شده بود.
The squatting position is commonly used in yoga.
وضعیت اسکوات به طور معمول در یوگا استفاده می شود.
The homeless man was found squatting under the bridge.
مرد بیخانمان در حالتی اسکوات زیر پل پیدا شد.
Squatting is a natural resting position for many cultures.
اسکوات کردن یک حالت استراحت طبیعی برای بسیاری از فرهنگها است.
He injured his knee while squatting at the gym.
او در حالی که در باشگاه اسکوات می کرد، به زانویش آسیب زد.
The squatter built a makeshift shelter by squatting on public land.
متصرف یک سرپناه موقت با تصرف زمینهای عمومی ساخت.
She was squatting by the river, washing clothes.
او کنار رودخانه اسکوات کرده بود و لباس می شست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید