hurries

[ایالات متحده]/ˈhʌriz/
[بریتانیا]/ˈhɜriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاری را سریع انجام دادن؛ کسی را به انجام کاری تشویق کردن؛ به سرعت در یک جهت حرکت کردن؛ با چیزی سریع برخورد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

time hurries

زمان می‌گذرد

hurries away

دور می‌رود

hurries up

شتاب بگیر

in hurries

در شتاب

hurries past

کنار می‌گذرد

hurries home

به سرعت به خانه می‌رود

hurries through

از میان می‌گذرد

hurries off

به سرعت می‌رود

hurries along

همراه می‌رود

hurries back

برمی‌گردد

جملات نمونه

she hurries to catch the bus every morning.

او برای گرفتن اتوبوس هر روز عجله می‌کند.

he hurries through his homework to play video games.

او برای بازی کردن بازی‌های ویدیویی تکالیفش را سریع انجام می‌دهد.

the dog hurries after the ball in the park.

سگ برای توپ در پارک عجله می‌کند.

they hurries to finish the project before the deadline.

آنها برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر عجله می‌کنند.

she hurries to prepare dinner for her guests.

او برای آماده کردن شام برای مهمانانش عجله می‌کند.

he hurries to get ready for the meeting.

او برای آماده شدن برای جلسه عجله می‌کند.

the child hurries to the playground after school.

کودک بعد از مدرسه برای رفتن به زمین بازی عجله می‌کند.

she hurries to finish her book before the library closes.

او برای تمام کردن کتابش قبل از بسته شدن کتابخانه عجله می‌کند.

they hurries to the airport to catch their flight.

آنها برای گرفتن پروازشان به فرودگاه عجله می‌کنند.

he hurries through the crowd to find his friend.

او برای پیدا کردن دوستش از میان جمعیت عبور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید