time hurries
زمان میگذرد
hurries away
دور میرود
hurries up
شتاب بگیر
in hurries
در شتاب
hurries past
کنار میگذرد
hurries home
به سرعت به خانه میرود
hurries through
از میان میگذرد
hurries off
به سرعت میرود
hurries along
همراه میرود
hurries back
برمیگردد
she hurries to catch the bus every morning.
او برای گرفتن اتوبوس هر روز عجله میکند.
he hurries through his homework to play video games.
او برای بازی کردن بازیهای ویدیویی تکالیفش را سریع انجام میدهد.
the dog hurries after the ball in the park.
سگ برای توپ در پارک عجله میکند.
they hurries to finish the project before the deadline.
آنها برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر عجله میکنند.
she hurries to prepare dinner for her guests.
او برای آماده کردن شام برای مهمانانش عجله میکند.
he hurries to get ready for the meeting.
او برای آماده شدن برای جلسه عجله میکند.
the child hurries to the playground after school.
کودک بعد از مدرسه برای رفتن به زمین بازی عجله میکند.
she hurries to finish her book before the library closes.
او برای تمام کردن کتابش قبل از بسته شدن کتابخانه عجله میکند.
they hurries to the airport to catch their flight.
آنها برای گرفتن پروازشان به فرودگاه عجله میکنند.
he hurries through the crowd to find his friend.
او برای پیدا کردن دوستش از میان جمعیت عبور میکند.
time hurries
زمان میگذرد
hurries away
دور میرود
hurries up
شتاب بگیر
in hurries
در شتاب
hurries past
کنار میگذرد
hurries home
به سرعت به خانه میرود
hurries through
از میان میگذرد
hurries off
به سرعت میرود
hurries along
همراه میرود
hurries back
برمیگردد
she hurries to catch the bus every morning.
او برای گرفتن اتوبوس هر روز عجله میکند.
he hurries through his homework to play video games.
او برای بازی کردن بازیهای ویدیویی تکالیفش را سریع انجام میدهد.
the dog hurries after the ball in the park.
سگ برای توپ در پارک عجله میکند.
they hurries to finish the project before the deadline.
آنها برای اتمام پروژه قبل از مهلت مقرر عجله میکنند.
she hurries to prepare dinner for her guests.
او برای آماده کردن شام برای مهمانانش عجله میکند.
he hurries to get ready for the meeting.
او برای آماده شدن برای جلسه عجله میکند.
the child hurries to the playground after school.
کودک بعد از مدرسه برای رفتن به زمین بازی عجله میکند.
she hurries to finish her book before the library closes.
او برای تمام کردن کتابش قبل از بسته شدن کتابخانه عجله میکند.
they hurries to the airport to catch their flight.
آنها برای گرفتن پروازشان به فرودگاه عجله میکنند.
he hurries through the crowd to find his friend.
او برای پیدا کردن دوستش از میان جمعیت عبور میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید