lingers

[ایالات متحده]/ˈlɪŋɡəz/
[بریتانیا]/ˈlɪŋɡərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مکان بیشتر از حد لازم ماندن؛ به مدت طولانی ناپدید شدن؛ در حالت عدم قطعیت باقی ماندن؛ به نگاه کردن یا فکر کردن به چیزی ادامه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

time lingers

زمان طول می‌کشد

memory lingers

حافظه طول می‌کشد

silence lingers

سکوت طول می‌کشد

love lingers

عشق طول می‌کشد

pain lingers

درد طول می‌کشد

shadow lingers

سایه طول می‌کشد

fear lingers

ترس طول می‌کشد

hope lingers

امید طول می‌کشد

scent lingers

بوی آن باقی می‌ماند

thought lingers

فکر طول می‌کشد

جملات نمونه

the scent of flowers lingers in the air.

بوی گلها در هوا باقی می‌ماند.

the memory of her smile lingers in my mind.

خاطره لبخندش در ذهنم باقی می‌ماند.

this song lingers long after it ends.

این آهنگ مدت طولانی پس از پایان آن باقی می‌ماند.

a feeling of nostalgia lingers when i visit my hometown.

احساس نوستالژی وقتی به زادگاهم سر می‌زنم باقی می‌ماند.

his words lingered with me for days.

کلماتش برای چند روز در ذهنم باقی ماند.

the taste of the dish lingers on my palate.

طعم غذا در طعم دهانم باقی می‌ماند.

lingering doubts can affect your decisions.

نگرانی‌های باقی‌مانده می‌توانند بر تصمیمات شما تأثیر بگذارند.

the fog lingers in the valley until noon.

مه دره تا ظهر باقی می‌ماند.

her laughter lingers in the room long after she leaves.

خنده‌اش مدت طولانی پس از خروج او در اتاق باقی می‌ماند.

that moment of joy lingers in my heart.

آن لحظه شادی در قلب من باقی می‌ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید