speeds

[ایالات متحده]/spiːdz/
[بریتانیا]/spiːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سرعت؛ تندی؛ سرعت شاتر؛ حساسیت
v. سوم شخص مفرد سرعت؛ به سرعت حرکت کردن؛ از حد سرعت عبور کردن؛ به سرعت حمل و نقل کردن؛ شتاب گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

high speeds

سرعت‌های بالا

low speeds

سرعت‌های پایین

increased speeds

سرعت‌های افزایش یافته

maximum speeds

سرعت‌های حداکثر

variable speeds

سرعت‌های متغیر

different speeds

سرعت‌های مختلف

fast speeds

سرعت‌های سریع

optimal speeds

سرعت‌های بهینه

slow speeds

سرعت‌های آهسته

steady speeds

سرعت‌های ثابت

جملات نمونه

the car speeds down the highway.

خودرو با سرعت در بزرگراه حرکت می‌کند.

she speeds through her homework every night.

او هر شب تکالیف خود را با سرعت انجام می‌دهد.

the train speeds past the station.

قطار با سرعت از کنار ایستگاه عبور می‌کند.

he speeds up his running pace during the race.

او در طول مسابقه سرعت دویدن خود را افزایش می‌دهد.

technology speeds up communication worldwide.

فناوری ارتباطات را در سراسر جهان سرعت می‌بخشد.

the internet speeds up access to information.

اینترنت دسترسی به اطلاعات را سرعت می‌بخشد.

she speeds through the traffic to reach on time.

او برای رسیدن به موقع از بین ترافیک عبور می‌کند.

the athlete speeds ahead of his competitors.

ورزشکار از رقبای خود پیشی می‌گیرد.

he speeds away on his motorcycle.

او با موتورسیکل خود با سرعت دور می‌شود.

the river speeds along its course after the rain.

رودخانه پس از باران با سرعت در مسیر خود جریان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید