iconoclast

[ایالات متحده]/aɪˈkɒnəklæst/
[بریتانیا]/aɪˈkɑːnəklæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به باورهای سنتی، به ویژه باورهای مذهبی، حمله می‌کند یا کسی که با پرستش نمادها مخالف است.
Word Forms
جمعiconoclasts
شکل سوم شخص مفردiconoclasts

جملات نمونه

the orientation of an iconoclast.

جهت‌گیری یک خروج‌گرایانه

You are not an iconoclast but you do become bored with dry, repetitive studies and you gravitate to areas that are stimulating and require fast responsiveness to changing circumstances.

شما یک بدعت‌گذار نیستید، اما از مطالعات خشک و تکراری خسته می‌شوید و به مناطقی که تحریک‌آمیز هستند و نیاز به پاسخگویی سریع به شرایط متغیر دارند، جذب می‌شوید.

She is known as an iconoclast in the art world.

او به عنوان یک خروج‌گرایانه در دنیای هنر شناخته می‌شود.

The iconoclast writer challenged societal norms in her novels.

نویسنده خروج‌گرایانه هنجارهای جامعه را در رمان‌های خود به چالش کشید.

He is considered an iconoclast for his unconventional approach to business.

او به دلیل رویکرد غیرمتعارفش به کسب و کار، یک خروج‌گرایانه در نظر گرفته می‌شود.

The artist's work was seen as iconoclastic by critics.

کارهای هنرمند توسط منتقدان به عنوان خروج‌گرایانه تلقی می‌شد.

The iconoclast musician revolutionized the music industry with his unique sound.

آهنگساز خروج‌گرایانه با صدای منحصر به فردش، صنعت موسیقی را متحول کرد.

Her iconoclastic fashion sense made her stand out in the crowd.

حس مد خروج‌گرایانه او باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

The iconoclast professor challenged his students to think outside the box.

استاد خروج‌گرایانه از دانشجویان خواست که خارج از چارچوب فکر کنند.

The iconoclast artist refused to conform to traditional painting techniques.

هنرمند خروج‌گرایانه از پیروی از تکنیک‌های سنتی نقاشی امتناع کرد.

She was labeled an iconoclast for her radical political views.

او به دلیل دیدگاه‌های سیاسی رادیکالش به عنوان یک خروج‌گرایانه برچسب خورد.

The iconoclast filmmaker pushed the boundaries of storytelling in cinema.

فیلمساز خروج‌گرایانه مرزهای داستان‌سرایی را در سینما گسترش داد.

نمونه‌های واقعی

There are indeed elements in Confucianism, which awaken abhorrence and even invoke a curse among the Chinese, and often in modern history a revolutionary was he who proved himself first an energetic iconoclast.

در واقع، عناصری در کنفوسیوسیسم وجود دارد که انزجار را برمی‌انگیزند و حتی باعث نفرین در بین چینی‌ها می‌شوند، و اغلب در تاریخ معاصر، یک انقلابی کسی بود که ابتدا خود را به عنوان یک نابودگر پرانرژی نشان داد.

منبع: Test Channel 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید