illiquidity

[ایالات متحده]/ˌɪlɪkˈwɪdəti/
[بریتانیا]/ˌɪlɪkˈwɪdəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت عدم توانایی در تبدیل دارایی‌ها به وجه نقد به سرعت

عبارات و ترکیب‌ها

market illiquidity

بده‌بازاری

illiquidity premium

افزایش هزینه نقدینگی

asset illiquidity

بده‌نقدینگی دارایی

illiquidity risk

ریسک نقدینگی

fund illiquidity

بده‌نقدینگی صندوق

illiquidity crisis

بحران نقدینگی

illiquidity event

واقعه نقدینگی

temporary illiquidity

نقدینگی موقت

illiquidity issues

مشکلات نقدینگی

illiquidity measures

اقدامات نقدینگی

جملات نمونه

the illiquidity of the market can lead to price volatility.

بده‌گردی بازار می‌تواند منجر به نوسانات قیمت شود.

investors often avoid assets with high illiquidity.

سرمایه‌گذاران اغلب از دارایی‌هایی با نقدینگی پایین اجتناب می‌کنند.

illiquidity can pose a significant risk to hedge funds.

بده‌گردی می‌تواند یک خطر قابل توجه برای صندوق‌های پوششی باشد.

during economic downturns, illiquidity becomes a major concern.

در طول رکود اقتصادی، بده‌گردی به یک نگرانی اصلی تبدیل می‌شود.

the illiquidity of certain investments can limit diversification.

بده‌گردی برخی از سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند تنوع‌بخشی را محدود کند.

understanding illiquidity is crucial for risk management.

درک بده‌گردی برای مدیریت ریسک بسیار مهم است.

illiquidity can lead to longer holding periods for assets.

بده‌گردی می‌تواند منجر به دوره‌های نگهداری طولانی‌تر دارایی‌ها شود.

market illiquidity can affect transaction costs significantly.

بده‌گردی بازار می‌تواند به طور قابل توجهی بر هزینه‌های تراکنش تأثیر بگذارد.

investors should assess illiquidity before making decisions.

سرمایه‌گذاران باید قبل از تصمیم‌گیری، بده‌گردی را ارزیابی کنند.

illiquidity can create challenges in exiting positions.

بده‌گردی می‌تواند چالش‌هایی در خروج از موقعیت‌ها ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید