illogic

[ایالات متحده]/ɪˈlɒdʒɪk/
[بریتانیا]/ɪˈlɑːdʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فقدان منطق
Word Forms
جمعillogics

عبارات و ترکیب‌ها

illogic in reasoning

بی‌منطقی در استدلال

illogic of actions

بی‌منطقی اعمال

illogic behind decisions

بی‌منطقی پشت تصمیمات

illogic of beliefs

بی‌منطقی باورها

illogic in arguments

بی‌منطقی در استدلال‌ها

illogic of choices

بی‌منطقی انتخاب‌ها

illogic in policies

بی‌منطقی در سیاست‌ها

illogic of statements

بی‌منطقی اظهارات

illogic in behavior

بی‌منطقی در رفتار

illogic of plans

بی‌منطقی برنامه‌ها

جملات نمونه

it is illogic to ignore the evidence presented.

نادیده گرفتن شواهد ارائه شده غیرمنطقی است.

his argument was filled with illogic and contradictions.

استدلال او مملو از بی‌منطقی و تناقض بود.

making decisions based on illogic can lead to poor outcomes.

تصمیم‌گیری بر اساس بی‌منطقی می‌تواند منجر به نتایج ضعیف شود.

she pointed out the illogic in his reasoning.

او بی‌منطقی استدلال او را نشان داد.

there was an illogic in the way they approached the problem.

در نحوه برخورد آن‌ها با مسئله، بی‌منطقی وجود داشت.

his illogic made it difficult to follow his train of thought.

بی‌منطقی او باعث می‌شد دنبال کردن سیر فکری‌اش دشوار باشد.

critics often highlight the illogic in popular theories.

منتقدان اغلب بی‌منطقی را در نظریه‌های محبوب برجسته می‌کنند.

they dismissed her concerns as mere illogic.

آنها نگرانی‌های او را صرفاً به عنوان بی‌منطقی رد کردند.

in debates, illogic can undermine a strong argument.

در مناظره، بی‌منطقی می‌تواند یک استدلال قوی را تضعیف کند.

finding illogic in a plan can save time and resources.

پیدا کردن بی‌منطقی در یک طرح می‌تواند در زمان و منابع صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید