| جمع | illogics |
illogic in reasoning
بیمنطقی در استدلال
illogic of actions
بیمنطقی اعمال
illogic behind decisions
بیمنطقی پشت تصمیمات
illogic of beliefs
بیمنطقی باورها
illogic in arguments
بیمنطقی در استدلالها
illogic of choices
بیمنطقی انتخابها
illogic in policies
بیمنطقی در سیاستها
illogic of statements
بیمنطقی اظهارات
illogic in behavior
بیمنطقی در رفتار
illogic of plans
بیمنطقی برنامهها
it is illogic to ignore the evidence presented.
نادیده گرفتن شواهد ارائه شده غیرمنطقی است.
his argument was filled with illogic and contradictions.
استدلال او مملو از بیمنطقی و تناقض بود.
making decisions based on illogic can lead to poor outcomes.
تصمیمگیری بر اساس بیمنطقی میتواند منجر به نتایج ضعیف شود.
she pointed out the illogic in his reasoning.
او بیمنطقی استدلال او را نشان داد.
there was an illogic in the way they approached the problem.
در نحوه برخورد آنها با مسئله، بیمنطقی وجود داشت.
his illogic made it difficult to follow his train of thought.
بیمنطقی او باعث میشد دنبال کردن سیر فکریاش دشوار باشد.
critics often highlight the illogic in popular theories.
منتقدان اغلب بیمنطقی را در نظریههای محبوب برجسته میکنند.
they dismissed her concerns as mere illogic.
آنها نگرانیهای او را صرفاً به عنوان بیمنطقی رد کردند.
in debates, illogic can undermine a strong argument.
در مناظره، بیمنطقی میتواند یک استدلال قوی را تضعیف کند.
finding illogic in a plan can save time and resources.
پیدا کردن بیمنطقی در یک طرح میتواند در زمان و منابع صرفهجویی کند.
illogic in reasoning
بیمنطقی در استدلال
illogic of actions
بیمنطقی اعمال
illogic behind decisions
بیمنطقی پشت تصمیمات
illogic of beliefs
بیمنطقی باورها
illogic in arguments
بیمنطقی در استدلالها
illogic of choices
بیمنطقی انتخابها
illogic in policies
بیمنطقی در سیاستها
illogic of statements
بیمنطقی اظهارات
illogic in behavior
بیمنطقی در رفتار
illogic of plans
بیمنطقی برنامهها
it is illogic to ignore the evidence presented.
نادیده گرفتن شواهد ارائه شده غیرمنطقی است.
his argument was filled with illogic and contradictions.
استدلال او مملو از بیمنطقی و تناقض بود.
making decisions based on illogic can lead to poor outcomes.
تصمیمگیری بر اساس بیمنطقی میتواند منجر به نتایج ضعیف شود.
she pointed out the illogic in his reasoning.
او بیمنطقی استدلال او را نشان داد.
there was an illogic in the way they approached the problem.
در نحوه برخورد آنها با مسئله، بیمنطقی وجود داشت.
his illogic made it difficult to follow his train of thought.
بیمنطقی او باعث میشد دنبال کردن سیر فکریاش دشوار باشد.
critics often highlight the illogic in popular theories.
منتقدان اغلب بیمنطقی را در نظریههای محبوب برجسته میکنند.
they dismissed her concerns as mere illogic.
آنها نگرانیهای او را صرفاً به عنوان بیمنطقی رد کردند.
in debates, illogic can undermine a strong argument.
در مناظره، بیمنطقی میتواند یک استدلال قوی را تضعیف کند.
finding illogic in a plan can save time and resources.
پیدا کردن بیمنطقی در یک طرح میتواند در زمان و منابع صرفهجویی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید