imbalances

[ایالات متحده]/ɪmˈbæl.ənsɪz/
[بریتانیا]/ɪmˈbæl.ənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم تعادل ها

عبارات و ترکیب‌ها

economic imbalances

نابرابری‌های اقتصادی

trade imbalances

نابرابری‌های تجاری

power imbalances

نابرابری‌های قدرت

gender imbalances

نابرابری‌های جنسیتی

resource imbalances

نابرابری‌های منابع

social imbalances

نابرابری‌های اجتماعی

financial imbalances

نابرابری‌های مالی

health imbalances

نابرابری‌های بهداشتی

regional imbalances

نابرابری‌های منطقه‌ای

market imbalances

نابرابری‌های بازار

جملات نمونه

there are significant imbalances in the economy.

ناهمتاری‌های قابل توجهی در اقتصاد وجود دارد.

imbalances in nature can lead to environmental issues.

ناهمتاری‌ها در طبیعت می‌تواند منجر به مشکلات زیست‌محیطی شود.

we need to address the imbalances in our society.

ما باید به مشکل‌گویی در مورد ناهمتاری‌ها در جامعه خود بپردازیم.

imbalances in hormone levels can affect health.

ناهمتاری در سطح هورمون‌ها می‌تواند بر سلامتی تأثیر بگذارد.

economic imbalances can create social unrest.

ناهمتاری‌های اقتصادی می‌تواند باعث بی‌نظمی اجتماعی شود.

there are imbalances in resource distribution worldwide.

ناهمتاری در توزیع منابع در سراسر جهان وجود دارد.

imbalances in power can lead to conflicts.

ناهمتاری در قدرت می‌تواند منجر به درگیری شود.

we must find solutions to correct these imbalances.

ما باید راه‌حل‌هایی برای رفع این ناهمتاری‌ها پیدا کنیم.

imbalances in education can affect future opportunities.

ناهمتاری در آموزش می‌تواند بر فرصت‌های آینده تأثیر بگذارد.

addressing imbalances is crucial for sustainable development.

رسیدگی به ناهمتاری‌ها برای توسعه پایدار بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید