perturbation

[ایالات متحده]/ˌpɜːtə'beɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ˌpɝtɚ'beʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اضطراب؛ ناراحتی؛ نگرانی؛ اختلال؛ بهم‌ریختگی؛ تغییر جزئی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

emotional perturbation

اختلال عاطفی

slight perturbation

اختلال جزئی

external perturbation

اختلال خارجی

perturbation method

روش اغتشاش

perturbation theory

نظریه اغتشاش

perturbation equation

معادله اغتشاش

جملات نمونه

orbit perturbation of spacecraft

اختلال مداری فضاپیما

Frank's atheism was more than a perturbation to Michael.

بیخدایی فرانک برای مایکل بیشتر از یک مزاحمت بود.

some minor perturbation in his house's cash flow.

اختلال جزئی در جریان نقدی خانه او.

Perturbation Theory IV. Recurrences. Dephasing. Quasi-Degeneracy. Polyads.

نظریه اغتشاش IV. بازگشت‌ها. از همگسیختگی. شبه‌تولید. پولیادها.

This perturbation of the electronic structure has been known as "pressure-tuning", which can reveal the piezochromism and changes in electronic spectra due to structural distortions.

این اغتشاش در ساختار الکترونی به عنوان "تنظیم فشار" شناخته شده است که می تواند رنگ‌دهی Piezochromic و تغییرات در طیف الکترونیکی به دلیل اعوجاج ساختاری را نشان دهد.

The large deflection problem of cantilever beams was studied by means of the biparametric perturbation method and the first order derivative substitution from pseudolinear analysis approach.

مشکل جابجایی بزرگ تیرهای کنسولی با استفاده از روش اغتشاش دو پارامتری و جایگزینی مشتق مرتبه اول از رویکرد تجزیه و تحلیل شبه خطی مورد مطالعه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید