immaculacy

[ایالات متحده]/ɪˈmæk.jʊ.lə.si/
[بریتانیا]/ɪˈmæk.jə.lə.si/

ترجمه

n. حالت بی‌نقص بودن؛ پاکی؛ آزادی از نقص‌ها یا عیوب؛ کمال

عبارات و ترکیب‌ها

immaculacy of design

کمال طراحی

immaculacy in nature

کمال در طبیعت

immaculacy of thought

کمال در تفکر

immaculacy of spirit

کمال در روح

immaculacy of purpose

کمال هدف

immaculacy in art

کمال در هنر

immaculacy of character

کمال شخصیت

immaculacy of performance

کمال اجرا

immaculacy of style

کمال سبک

immaculacy in execution

کمال اجرا

جملات نمونه

the immaculacy of her dress impressed everyone at the party.

نجابتی لباس او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.

he maintained the immaculacy of his car through regular cleaning.

او با تمیز کردن منظم، نجابتی خودرویش را حفظ کرد.

the immaculacy of the presentation was evident in every detail.

نجابتی ارائه در هر جزئیاتی آشکار بود.

her immaculacy in the kitchen made her a sought-after chef.

نجابتی او در آشپزخانه باعث شد تا او یک سرآشپز محبوب باشد.

the immaculacy of the garden reflected the owner's dedication.

نجابتی باغ نشان دهنده تعهد صاحب آن بود.

he was known for his immaculacy in his work and personal life.

او به خاطر نجابتی در کار و زندگی شخصی اش شناخته می شد.

the immaculacy of the report ensured its acceptance by the board.

نجابتی گزارش تضمین کرد که توسط هیئت پذیرفته شود.

immaculacy is a trait admired in both art and nature.

نجابتی خصلتی است که هم در هنر و هم در طبیعت مورد تحسین قرار می گیرد.

they admired her immaculacy in keeping the house tidy.

آنها به نجابتی او در مرتب نگه داشتن خانه تحسین کردند.

his immaculacy in fashion choices made him a style icon.

نجابتی او در انتخاب لباس باعث شد تا او به یک نماد سبک تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید