immobilizing injury
آسیب بیحرکتی
immobilizing device
وسیله بیحرکتی
immobilizing effect
اثر بیحرکتی
immobilizing position
موقعیت بیحرکتی
immobilizing technique
تکنیک بیحرکتی
immobilizing splint
اسپلینت بیحرکتی
immobilizing brace
براس بیحرکتی
immobilizing method
روش بیحرکتی
immobilizing support
حمایت بیحرکتی
immobilizing foam
فوم بیحرکتی
the doctor is immobilizing the patient's leg to aid recovery.
پزشک برای کمک به بهبودی، پای بیمار را بیحرکت میکند.
they are immobilizing the vehicle after the accident.
آنها وسیله نقلیه را پس از حادثه بیحرکت میکنند.
immobilizing the joint can help reduce pain.
بیحرکت کردن مفصل میتواند به کاهش درد کمک کند.
the rescue team is immobilizing the injured hiker.
تیم نجات در حال بیحرکت کردن کوهنورد زخمی است.
immobilizing the equipment is essential during transport.
بیحرکت کردن تجهیزات در هنگام حمل و نقل ضروری است.
they are immobilizing the suspect to prevent escape.
آنها مظنون را برای جلوگیری از فرار بیحرکت میکنند.
immobilizing the asset can safeguard it from theft.
بیحرکت کردن دارایی میتواند از سرقت آن محافظت کند.
the therapist suggested immobilizing the shoulder for a week.
درمانگر پیشنهاد کرد که شانه را به مدت یک هفته بیحرکت نگه دارند.
immobilizing the spine is crucial after a serious injury.
بیحرکت کردن ستون فقرات پس از یک آسیب جدی بسیار مهم است.
they are immobilizing the drone for maintenance.
آنها پهپاد را برای تعمیرات بیحرکت میکنند.
immobilizing injury
آسیب بیحرکتی
immobilizing device
وسیله بیحرکتی
immobilizing effect
اثر بیحرکتی
immobilizing position
موقعیت بیحرکتی
immobilizing technique
تکنیک بیحرکتی
immobilizing splint
اسپلینت بیحرکتی
immobilizing brace
براس بیحرکتی
immobilizing method
روش بیحرکتی
immobilizing support
حمایت بیحرکتی
immobilizing foam
فوم بیحرکتی
the doctor is immobilizing the patient's leg to aid recovery.
پزشک برای کمک به بهبودی، پای بیمار را بیحرکت میکند.
they are immobilizing the vehicle after the accident.
آنها وسیله نقلیه را پس از حادثه بیحرکت میکنند.
immobilizing the joint can help reduce pain.
بیحرکت کردن مفصل میتواند به کاهش درد کمک کند.
the rescue team is immobilizing the injured hiker.
تیم نجات در حال بیحرکت کردن کوهنورد زخمی است.
immobilizing the equipment is essential during transport.
بیحرکت کردن تجهیزات در هنگام حمل و نقل ضروری است.
they are immobilizing the suspect to prevent escape.
آنها مظنون را برای جلوگیری از فرار بیحرکت میکنند.
immobilizing the asset can safeguard it from theft.
بیحرکت کردن دارایی میتواند از سرقت آن محافظت کند.
the therapist suggested immobilizing the shoulder for a week.
درمانگر پیشنهاد کرد که شانه را به مدت یک هفته بیحرکت نگه دارند.
immobilizing the spine is crucial after a serious injury.
بیحرکت کردن ستون فقرات پس از یک آسیب جدی بسیار مهم است.
they are immobilizing the drone for maintenance.
آنها پهپاد را برای تعمیرات بیحرکت میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید