imposters

[ایالات متحده]/[ˈɪmpəstəz]/
[بریتانیا]/[ˈɪmpəstərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که وانمود می‌کنند شخص دیگری هستند تا دیگران را فریب دهند؛ فردی که وانمود می‌کند مهارت یا ویژگی خاصی دارد؛ کسی که ادعا می‌کند دانش یا تخصص‌هایی دارد که ندارد.
v. وانمود کردن به اینکه شخص دیگری هستید تا دیگران را فریب دهید؛ به دروغ ادعا کنید که مهارت یا ویژگی خاصی دارید.

عبارات و ترکیب‌ها

exposing imposters

افشای خودمصادره‌کنندگان

suspected imposters

خودمصادره‌کنندگان مشکوک

fake imposters

خودمصادره‌کنندگان جعلی

among imposters

در میان خودمصادره‌کنندگان

catch imposters

گرفتن خودمصادره‌کنندگان

identifying imposters

شناسایی خودمصادره‌کنندگان

were imposters

آن‌ها خودمصادره‌کننده بودند

imposter syndrome

سندرم خودمصادره

calling imposters

تماس با خودمصادره‌کنندگان

unmasking imposters

برداشتن نقاب از روی خودمصادره‌کنندگان

جملات نمونه

the investigation revealed several imposters posing as legitimate employees.

تحقیقات نشان داد که چندین فرد نامرکز خود را به‌عنوان کارمندان قانونی جا زده‌اند.

we need to identify and remove any imposters from the team.

ما باید هرگونه فرد نامرکز را شناسایی و از تیم حذف کنیم.

the film cleverly explores the theme of imposters and self-doubt.

این فیلم به طرز هوشمندانه‌ای موضوع فرد نامرکز و تردید در خود را بررسی می‌کند.

he felt like an imposter at the prestigious conference.

او در کنفرانس معتبر احساس می‌کرد که یک فرد نامرکز است.

the security system was designed to detect imposters attempting to gain access.

سیستم امنیتی برای شناسایی افراد نامرکز که سعی در دسترسی دارند طراحی شده است.

don't let self-doubt make you feel like an imposter in your own life.

نگذارید تردید در خود باعث شود در زندگی خود احساس کنید که یک فرد نامرکز هستید.

the company hired a security firm to investigate potential imposters.

شرکت یک شرکت امنیتی را برای بررسی افراد نامرکز احتمالی استخدام کرد.

the online game was plagued by imposters using cheat codes.

بازی آنلاین به دلیل استفاده از کد تقلب، مورد آزار و اذیت افراد نامرکز قرار گرفت.

she worried about being exposed as an imposter in her new role.

او نگران بود که در نقش جدید خود به عنوان یک فرد نامرکز شناخته شود.

the police are searching for imposters who stole identities.

پلیس به دنبال افراد نامرکز است که هویت‌ها را به سرقت برده‌اند.

the museum staff suspected they had an imposter in their midst.

کارمندان موزه مشکوک بودند که یک فرد نامرکز در میان آنها وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید