impressing

[ایالات متحده]/ɪmˈprɛsɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈprɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد یک تأثیر عمیق؛ موجب تحسین؛ آگاه کردن از اهمیت یا جدیت

عبارات و ترکیب‌ها

impressing others

تحسین دیگران

impressing clients

تحسین مشتریان

impressing peers

تحسین همکاران

impressing judges

تحسین داوران

impressing audiences

تحسین مخاطبان

impressing employers

تحسین کارفرمایان

impressing friends

تحسین دوستان

impressing teachers

تحسین معلمان

impressing family

تحسین خانواده

impressing partners

تحسین شرکا

جملات نمونه

his talent for painting is impressing everyone.

استعداد او در نقاشی باعث شگفتی همه شده است.

the magician's tricks were impressing the audience.

ترفندهای جادوگر مخاطبان را تحت تاثیر قرار می داد.

she has a way of impressing her clients.

او راهی برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان خود دارد.

the presentation was impressing the investors.

ارائه سرمایه گذاران را تحت تاثیر قرار داد.

his dedication to work is impressing his boss.

تعهد او به کار رئیسش را تحت تاثیر قرار می دهد.

the athlete's performance is impressing the spectators.

عملکرد ورزشکار تماشاگران را تحت تاثیر قرار می دهد.

her ability to solve problems is impressing her peers.

توانایی او در حل مشکلات همکارانش را تحت تاثیر قرار می دهد.

the film's special effects are impressing the critics.

جلوه های ویژه فیلم منتقدان را تحت تاثیر قرار می دهد.

his speech was impressing the crowd.

سخنرانی او جمعیت را تحت تاثیر قرار داد.

the new technology is impressing the industry leaders.

فناوری جدید رهبران صنعت را تحت تاثیر قرار می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید