control impulses
کنترل تکانهها
suppress impulses
سرکوب تکانهها
act on impulses
عمل بر اساس تکانهها
follow impulses
دنبال کردن تکانهها
uncontrolled impulses
تکانههای بیکنترل
natural impulses
تکانههای طبیعی
creative impulses
تکانههای خلاقانه
emotional impulses
تکانههای احساسی
physical impulses
تکانههای فیزیکی
instant impulses
تکانههای آنی
our impulses can often lead us to make quick decisions.
غریزه های ما اغلب می توانند ما را به تصمیم گیری سریع سوق دهند.
she acted on her impulses without thinking twice.
او بدون فکر کردن دو بار، بر اساس غرایزش عمل کرد.
sometimes, our impulses can guide us in the right direction.
گاهی اوقات، غرایزه های ما می توانند ما را در جهت درست هدایت کنند.
he struggled to control his impulses during the meeting.
او در طول جلسه برای کنترل غرایزش تلاش کرد.
understanding your impulses can help you make better choices.
درک غرایزه های خود می تواند به شما کمک کند تا انتخاب های بهتری انجام دهید.
she often gives in to her shopping impulses.
او اغلب در برابر غرایز خریدش تسلیم می شود.
his creative impulses led him to start a new project.
غرایز خلاقانه او باعث شد پروژه جدیدی را شروع کند.
they tried to resist their impulses while on a diet.
آنها سعی کردند در حالی که در حال رژیم گرفتن بودند، غرایزش را سرکوب کنند.
her artistic impulses were evident in her paintings.
غرایز هنری او در نقاشی هایش آشکار بود.
impulse buying can lead to financial problems.
خرید بر اساس غریزه می تواند منجر به مشکلات مالی شود.
control impulses
کنترل تکانهها
suppress impulses
سرکوب تکانهها
act on impulses
عمل بر اساس تکانهها
follow impulses
دنبال کردن تکانهها
uncontrolled impulses
تکانههای بیکنترل
natural impulses
تکانههای طبیعی
creative impulses
تکانههای خلاقانه
emotional impulses
تکانههای احساسی
physical impulses
تکانههای فیزیکی
instant impulses
تکانههای آنی
our impulses can often lead us to make quick decisions.
غریزه های ما اغلب می توانند ما را به تصمیم گیری سریع سوق دهند.
she acted on her impulses without thinking twice.
او بدون فکر کردن دو بار، بر اساس غرایزش عمل کرد.
sometimes, our impulses can guide us in the right direction.
گاهی اوقات، غرایزه های ما می توانند ما را در جهت درست هدایت کنند.
he struggled to control his impulses during the meeting.
او در طول جلسه برای کنترل غرایزش تلاش کرد.
understanding your impulses can help you make better choices.
درک غرایزه های خود می تواند به شما کمک کند تا انتخاب های بهتری انجام دهید.
she often gives in to her shopping impulses.
او اغلب در برابر غرایز خریدش تسلیم می شود.
his creative impulses led him to start a new project.
غرایز خلاقانه او باعث شد پروژه جدیدی را شروع کند.
they tried to resist their impulses while on a diet.
آنها سعی کردند در حالی که در حال رژیم گرفتن بودند، غرایزش را سرکوب کنند.
her artistic impulses were evident in her paintings.
غرایز هنری او در نقاشی هایش آشکار بود.
impulse buying can lead to financial problems.
خرید بر اساس غریزه می تواند منجر به مشکلات مالی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید