impulses

[ایالات متحده]/ˈɪmpʌlsɪz/
[بریتانیا]/ˈɪmpʌlsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواسته‌ها یا تمایلات ناگهانی برای عمل؛ نیروهای محرکه یا محرک‌ها؛ پالس‌های الکتریکی
v. به جلو راندن یا هل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

control impulses

کنترل تکانه‌ها

suppress impulses

سرکوب تکانه‌ها

act on impulses

عمل بر اساس تکانه‌ها

follow impulses

دنبال کردن تکانه‌ها

uncontrolled impulses

تکانه‌های بی‌کنترل

natural impulses

تکانه‌های طبیعی

creative impulses

تکانه‌های خلاقانه

emotional impulses

تکانه‌های احساسی

physical impulses

تکانه‌های فیزیکی

instant impulses

تکانه‌های آنی

جملات نمونه

our impulses can often lead us to make quick decisions.

غریزه های ما اغلب می توانند ما را به تصمیم گیری سریع سوق دهند.

she acted on her impulses without thinking twice.

او بدون فکر کردن دو بار، بر اساس غرایزش عمل کرد.

sometimes, our impulses can guide us in the right direction.

گاهی اوقات، غرایزه های ما می توانند ما را در جهت درست هدایت کنند.

he struggled to control his impulses during the meeting.

او در طول جلسه برای کنترل غرایزش تلاش کرد.

understanding your impulses can help you make better choices.

درک غرایزه های خود می تواند به شما کمک کند تا انتخاب های بهتری انجام دهید.

she often gives in to her shopping impulses.

او اغلب در برابر غرایز خریدش تسلیم می شود.

his creative impulses led him to start a new project.

غرایز خلاقانه او باعث شد پروژه جدیدی را شروع کند.

they tried to resist their impulses while on a diet.

آنها سعی کردند در حالی که در حال رژیم گرفتن بودند، غرایزش را سرکوب کنند.

her artistic impulses were evident in her paintings.

غرایز هنری او در نقاشی هایش آشکار بود.

impulse buying can lead to financial problems.

خرید بر اساس غریزه می تواند منجر به مشکلات مالی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید