inaptly

[ایالات متحده]/ɪˈnæptli/
[بریتانیا]/ɪˈnæptli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. نامناسب یا مناسب نیست; به طور ناشیانه; به طور ناتوان

عبارات و ترکیب‌ها

inaptly timed

بی موقع

inaptly chosen

به اشتباه انتخاب شده

inaptly expressed

به طرز نامناسب بیان شده

inaptly named

به اشتباه نامگذاری شده

inaptly applied

به طرز نامناسب اعمال شده

inaptly stated

به طرز نامناسب بیان شده

inaptly directed

به طرز نامناسب هدایت شده

inaptly handled

به طرز نامناسب مدیریت شده

inaptly placed

به اشتباه قرار داده شده

inaptly perceived

به طرز نادرستی درک شده

جملات نمونه

he inaptly attempted to fix the car without any experience.

او به طرز نامناسبی تلاش کرد بدون تجربه ماشین را تعمیر کند.

the teacher inaptly addressed the sensitive topic in class.

معلم به طرز نامناسبی موضوع حساس را در کلاس مطرح کرد.

she inaptly chose a formal dress for the casual event.

او به طرز نامناسبی یک لباس رسمی برای رویداد غیررسمی انتخاب کرد.

inaptly, he made a joke that offended his colleagues.

به طرز نامناسبی، او جوکی گفت که همکارانش را ناراحت کرد.

they inaptly scheduled the meeting during the holiday.

آنها به طرز نامناسبی جلسه را در طول تعطیلات زمان‌بندی کردند.

her inaptly timed comments created an awkward silence.

اظهارات او که به طرز نامناسبی زمان‌بندی شده بود، سکوت ناخوشایندی ایجاد کرد.

he inaptly mixed up the dates for the important events.

او به طرز نامناسبی تاریخ‌های رویدادهای مهم را با هم مخلوط کرد.

inaptly, she expressed her opinions during a heated argument.

به طرز نامناسبی، او نظرات خود را در طول بحث داغ بیان کرد.

the director inaptly cast an inexperienced actor in the lead role.

مدیر به طرز نامناسبی یک بازیگر بی‌تجربه را در نقش اصلی انتخاب کرد.

he inaptly assumed everyone would agree with his plan.

او به طرز نامناسبی فرض کرد که همه با طرح او موافق خواهند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید