incapacitator

[ایالات متحده]/ˌɪn.kəˈpæs.ɪ.teɪ.tər/
[بریتانیا]/ˌɪn.kəˈpæs.ɪˌteɪ.t̬ɚ/

ترجمه

n. (به‌ویژه در جنگ) یک عامل ناتوان‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

incapacitator effect

اثر بی‌حال‌کننده

incapacitator agent

عامل بی‌حال‌کننده

incapacitator device

دستگاه بی‌حال‌کننده

incapacitator tool

ابزار بی‌حال‌کننده

incapacitator method

روش بی‌حال‌کننده

incapacitator system

سیستم بی‌حال‌کننده

incapacitator technology

فناوری بی‌حال‌کننده

incapacitator mechanism

مکانیزم بی‌حال‌کننده

incapacitator strategy

استراتژی بی‌حال‌کننده

incapacitator function

عملکرد بی‌حال‌کننده

جملات نمونه

the incapacitator was designed to disable the target without causing permanent harm.

غیرفعال‌کننده برای از کار انداختن هدف بدون ایجاد آسیب دائمی طراحی شده است.

in a crisis, the incapacitator can be a valuable tool for law enforcement.

در بحران، غیرفعال‌کننده می‌تواند ابزار ارزشمندی برای مجریان قانون باشد.

using an incapacitator can prevent escalation in violent situations.

استفاده از غیرفعال‌کننده می‌تواند از تشدید خشونت‌ها جلوگیری کند.

the team developed a new type of incapacitator for crowd control.

تیم یک نوع جدید از غیرفعال‌کننده برای کنترل جمعیت توسعه داد.

lawmakers are debating the ethical implications of using incapacitators.

قانون‌گذاران در مورد پیامدهای اخلاقی استفاده از غیرفعال‌کننده‌ها بحث می‌کنند.

the use of incapacitators requires proper training and protocols.

استفاده از غیرفعال‌کننده‌ها نیاز به آموزش و پروتکل‌های مناسب دارد.

many security firms are investing in advanced incapacitator technology.

بسیاری از شرکت‌های امنیتی در حال سرمایه‌گذاری در فناوری غیرفعال‌کننده پیشرفته هستند.

the effectiveness of an incapacitator depends on the situation and user skill.

اثربخشی یک غیرفعال‌کننده به شرایط و مهارت کاربر بستگی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید