incendiated

[ایالات متحده]/[ɪnˈsɛndɪˌeɪtɪd]/
[بریتانیا]/[ɪnˈsɛndɪˌeɪtɪd]/

ترجمه

v. (گذراز زمان فاعلی از incindiate) به آتش کشیدن؛ آتش زدن؛ با احساس شدید، به ویژه غضب پر کردن.
adj. پر از احساس شدید، به ویژه غضب؛ آتش زده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

incendiated building

ساختمان مک燃烧

incendiated forest

جنگل مک燃烧

being incendiated

در حال مک燃烧 شدن

incendiated vehicle

وسیله نقلیه مک燃烧

incendiated area

منطقه مک燃烧

incendiated quickly

سریع مک燃烧 شد

incendiated property

موجودیت مک燃烧

incendiated land

زمین مک燃烧

incendiated warehouse

انبار مک燃烧

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید