kindled

[ایالات متحده]/ˈkɪndl/
[بریتانیا]/ˈkɪndl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث سوختن یا اشتعال شدن؛ برانگیختن یا هیجان‌زده کردن احساسات؛ درخشیدن یا نور ساطع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

kindled fire

آتش شعله‌ور

kindled interest

علاقه شعله‌ور

kindled passion

اشتیاق شعله‌ور

kindled spirit

روحیه شعله‌ور

kindled hope

امید شعله‌ور

kindled creativity

خلاقیت شعله‌ور

kindled friendship

دوستی شعله‌ور

kindled emotions

احساسات شعله‌ور

kindled desire

تمایل شعله‌ور

kindled enthusiasm

شور و اشتیاق شعله‌ور

جملات نمونه

the campfire kindled a sense of adventure in everyone.

بار دیگر آتش‌سوزی، حس ماجراجویی را در همه شعله‌ور کرد.

her speech kindled a passion for change among the audience.

سخنرانی او شور و اشتیاقی برای تغییر را در میان حضار برانگیخت.

the artist kindled inspiration through her vibrant colors.

هنرمند با رنگ‌های زنده خود، الهام‌بخشی را برانگیخت.

the story kindled memories of my childhood.

داستان خاطرات دوران کودکی من را زنده کرد.

his kindness kindled hope in those around him.

مهربانی او امید را در اطرافیانش شعله‌ور کرد.

the news kindled a wave of excitement in the community.

این خبر موجی از هیجان را در جامعه برانگیخت.

the movie kindled a debate about social issues.

فیلم بحثی در مورد مسائل اجتماعی را برانگیخت.

the teacher kindled curiosity in her students.

معلم کنجکاوی را در دانش‌آموزانش برانگیخت.

the festival kindled a spirit of togetherness among neighbors.

جشنواره، حس همبستگی را در میان همسایگان زنده کرد.

the book kindled a love for literature in young readers.

کتاب، عشق به ادبیات را در خوانندگان جوان برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید