incinerate

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪnəreɪt/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪnəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سوزاندن مواد زائد به خاکستر
n. عمل سوزاندن، سوزاندن جسد.
Word Forms
زمان گذشتهincinerated
قسمت سوم فعلincinerated
صفت یا فعل حال استمراریincinerating
شکل سوم شخص مفردincinerates
جمعincinerates

جملات نمونه

waste packaging is to be incinerated rather than buried in landfills.

بسته بندی ضایعات باید سوزانده شود تا در محل‌های دفن زباله دفن نشود.

The copper ion content is determined with direct spectrophotometry after the engine oil was incinerated,dissolved with acid and developed with Neocuproin-Hydroch lorid Monohydrat.

محتوی یون مس با اسپکتروفتومتری مستقیم پس از سوزاندن روغن موتور، حل شدن با اسید و توسعه با Neocuproin-Hydroch lorid Monohydrat تعیین می شود.

The old documents were incinerated in the fire.

مدارک قدیمی در آتش سوزانده شدند.

The factory incinerates waste materials to reduce environmental impact.

کارخانه ضایعات را می سوزاند تا از تأثیرات زیست محیطی بکاهد.

The incinerator is used to incinerate medical waste safely.

از سوزاندنی برای سوزاندن ایمن زباله های پزشکی استفاده می شود.

The decision was made to incinerate the contaminated food.

تصمیم گرفته شد که غذای آلوده را بسوزانند.

The forest fire incinerated everything in its path.

آتش سوزی جنگل همه چیز را در مسیر خود سوزاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید