scorched earth
زمین سوخته
scorching heat
گرماي سوزان
the scorching July sun.
خورشید سوزان ماه جولای
The hot iron scorched the tablecloth.
آهن داغ رومیزی را سوخت.
He was dizzy with the scorching sun.
او با آفتاب سوزان سرگیجه داشت.
a desolate, scorched landscape.
یک منظره سوخته و متروک
she set a scorching pace.
او با سرعت سوزاننده ای پیش رفت.
scorch a shirt in ironing it
سوختن یک پیراهن هنگام اتو کردن آن
a scorched earth policy
سیاست زمین سوخته
The hot sun scorched the flowers.
آفتاب داغ گل ها را سوخت.
It was scorching hot.
بسیار داغ بود.
afraid that the iron might scorch the sheet;
از این که اتو ممکن است پارچه را بسوزاند;
The grass was scorched by the sun.
چمن ها در اثر آفتاب سوخته بودند.
The hot weather scorched the grass.
هوا گرم چمن ها را سوخت.
Seville is scorching in high summer.
سویا در اوج تابستان بسیار داغ است.
a sports car scorching along the expressway.
یک اتوی اسپرت که با سرعت زیاد در امتداد اتوبان حرکت می کرد.
I scorched my dress with the iron.
من لباس خود را با اتو سوزاندم.
Summer pours scorching sunlight into the valleys.
تابستان نور خورشید سوزان را به دره ها می ریزد.
Peasants are busy weeding under the scorching sun.
دهقانان در حال از بین بردن علف های هرز زیر آفتاب سوزان هستند.
surrounding houses were scorched by heat from the blast.
خانه های اطراف در اثر گرما از انفجار سوخته بودند.
trees that were scorched in a forest fire.
درختانی که در آتش سوزی جنگلی سوخته بودند.
scorched earth
زمین سوخته
scorching heat
گرماي سوزان
the scorching July sun.
خورشید سوزان ماه جولای
The hot iron scorched the tablecloth.
آهن داغ رومیزی را سوخت.
He was dizzy with the scorching sun.
او با آفتاب سوزان سرگیجه داشت.
a desolate, scorched landscape.
یک منظره سوخته و متروک
she set a scorching pace.
او با سرعت سوزاننده ای پیش رفت.
scorch a shirt in ironing it
سوختن یک پیراهن هنگام اتو کردن آن
a scorched earth policy
سیاست زمین سوخته
The hot sun scorched the flowers.
آفتاب داغ گل ها را سوخت.
It was scorching hot.
بسیار داغ بود.
afraid that the iron might scorch the sheet;
از این که اتو ممکن است پارچه را بسوزاند;
The grass was scorched by the sun.
چمن ها در اثر آفتاب سوخته بودند.
The hot weather scorched the grass.
هوا گرم چمن ها را سوخت.
Seville is scorching in high summer.
سویا در اوج تابستان بسیار داغ است.
a sports car scorching along the expressway.
یک اتوی اسپرت که با سرعت زیاد در امتداد اتوبان حرکت می کرد.
I scorched my dress with the iron.
من لباس خود را با اتو سوزاندم.
Summer pours scorching sunlight into the valleys.
تابستان نور خورشید سوزان را به دره ها می ریزد.
Peasants are busy weeding under the scorching sun.
دهقانان در حال از بین بردن علف های هرز زیر آفتاب سوزان هستند.
surrounding houses were scorched by heat from the blast.
خانه های اطراف در اثر گرما از انفجار سوخته بودند.
trees that were scorched in a forest fire.
درختانی که در آتش سوزی جنگلی سوخته بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید