incommunicableness

[ایالات متحده]/ˌɪnkəˈmjuːnɪkəbəlnəs/
[بریتانیا]/ˌɪnkəˈmjuːnɪkəbəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن غیرقابل ارتباط؛ غیبت ارتباط یا بیان چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

suffering incommunicableness

ناتوانی در ارتباط برقرار کردن درد

cultural incommunicableness

ناتوانی در ارتباط برقرار کردن فرهنگی

emotional incommunicableness

ناتوانی در ارتباط برقرار کردن عاطفی

complete incommunicableness

ناتوانی کامل در ارتباط برقرار کردن

profound incommunicableness

ناتوانی عمیق در ارتباط برقرار کردن

political incommunicableness

ناتوانی در ارتباط برقرار کردن سیاسی

جملات نمونه

his artistic incommunicableness frustrated critics who wanted to understand his vision.

ناتوانی هنری او از ارتباط با منتقدانی که می‌خواستند دیدگاه او را درک کنند، باعث ناراحتی شد.

the incommunicableness of deep grief made it impossible to share her pain.

ناتوانی در ارتباط با افسردگی عمیق باعث شد که درد او نتواند به اشتراک گذاشته شود.

the incommunicableness between the two cultures led to many misunderstandings.

ناتوانی ارتباطی بین دو فرهنگ منجر به سوءتفاهم‌های زیادی شد.

she struggled with the incommunicableness of her spiritual experience.

او با ناتوانی ارتباطی تجربه روحی خود مبارزه می‌کرد.

the incommunicableness of certain emotions puzzles even experienced psychologists.

ناتوانی ارتباطی برخی احساسات حتی روان‌شناسان با تجربه را نیز به گیج کردن می‌کشد.

communication barriers contribute to the incommunicableness of complex ideas.

موانع ارتباطی به ناتوانی ارتباطی افکار پیچیده کمک می‌کنند.

the incommunicableness of true empathy is a philosophical challenge.

ناتوانی ارتباطی همدردی واقعی یک چالش فلسفی است.

he was known for the incommunicableness of his creative process.

او به خاطر ناتوانی ارتباطی فرایند خلاقانه‌اش معروف بود.

the incommunicableness between generations can strain family relationships.

ناتوانی ارتباطی بین نسل‌ها می‌تواند روابط خانوادگی را تنش‌زا کند.

linguistic differences often result in complete incommunicableness.

تفاوت‌های زبانی اغلب منجر به ناتوانی ارتباطی کامل می‌شود.

the incommunicableness of trauma survivors' experiences requires sensitive handling.

ناتوانی ارتباطی تجربه‌های افرادی که از ترکم رنج می‌برند، نیازمند مهارت‌های حساس است.

despite years of study, the incommunicableness of ancient texts remains a challenge.

هر چند سال‌ها مطالعه شده است، ناتوانی ارتباطی متن‌های باستانی هنوز یک چالش است.

the incommunicableness of love's true nature has inspired countless poems.

ناتوانی ارتباطی طبیعت واقعی عشق هزاران شعر را الهام بخشیده است.

technological mediation sometimes increases rather than decreases incommunicableness.

گاهی اوقات میانجی‌گری فناوری ناتوانی ارتباطی را افزایش می‌دهد به جای کاهش آن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید