incubated ideas
ایدههای در حال بلوغ
incubated projects
پروژههای در حال بلوغ
incubated startups
استارتآپهای در حال بلوغ
incubated products
محصولات در حال بلوغ
incubated technologies
فناوریهای در حال بلوغ
incubated concepts
مفاهیم در حال بلوغ
incubated talent
تلاشهای در حال بلوغ
incubated solutions
راهکارهای در حال بلوغ
incubated ventures
ماجراجوییهای در حال بلوغ
incubated initiatives
ابتکارات در حال بلوغ
the eggs were carefully incubated until they hatched.
تخمها با دقت تا زمان جوجهکشی نگهداری شدند.
the startup incubated its ideas in a collaborative environment.
شرکت نوپا ایدههای خود را در یک محیط مشارکتی پرورش داد.
she incubated her plan for months before presenting it.
او طرح خود را قبل از ارائه به مدت ماهها پرورش داد.
the research team incubated the cells in a controlled setting.
گروه تحقیقاتی سلولها را در یک محیط کنترلشده پرورش داد.
the project was incubated in a local innovation hub.
این پروژه در یک مرکز نوآوری محلی پرورش داده شد.
the idea was incubated through extensive brainstorming sessions.
ایده از طریق جلسات طولانی و گسترده طوفان فکری پرورش داده شد.
they incubated a new software application over several months.
آنها یک برنامه نرم افزاری جدید را در طول چند ماه پرورش دادند.
the incubated ideas led to several successful products.
ایدههای پرورشیافته منجر به چندین محصول موفق شد.
the incubated projects received funding from investors.
پروژههای پرورشیافته از سرمایهگذاران بودجه دریافت کردند.
she incubated her business model before launching it.
او قبل از راه اندازی مدل کسب و کار خود آن را پرورش داد.
incubated ideas
ایدههای در حال بلوغ
incubated projects
پروژههای در حال بلوغ
incubated startups
استارتآپهای در حال بلوغ
incubated products
محصولات در حال بلوغ
incubated technologies
فناوریهای در حال بلوغ
incubated concepts
مفاهیم در حال بلوغ
incubated talent
تلاشهای در حال بلوغ
incubated solutions
راهکارهای در حال بلوغ
incubated ventures
ماجراجوییهای در حال بلوغ
incubated initiatives
ابتکارات در حال بلوغ
the eggs were carefully incubated until they hatched.
تخمها با دقت تا زمان جوجهکشی نگهداری شدند.
the startup incubated its ideas in a collaborative environment.
شرکت نوپا ایدههای خود را در یک محیط مشارکتی پرورش داد.
she incubated her plan for months before presenting it.
او طرح خود را قبل از ارائه به مدت ماهها پرورش داد.
the research team incubated the cells in a controlled setting.
گروه تحقیقاتی سلولها را در یک محیط کنترلشده پرورش داد.
the project was incubated in a local innovation hub.
این پروژه در یک مرکز نوآوری محلی پرورش داده شد.
the idea was incubated through extensive brainstorming sessions.
ایده از طریق جلسات طولانی و گسترده طوفان فکری پرورش داده شد.
they incubated a new software application over several months.
آنها یک برنامه نرم افزاری جدید را در طول چند ماه پرورش دادند.
the incubated ideas led to several successful products.
ایدههای پرورشیافته منجر به چندین محصول موفق شد.
the incubated projects received funding from investors.
پروژههای پرورشیافته از سرمایهگذاران بودجه دریافت کردند.
she incubated her business model before launching it.
او قبل از راه اندازی مدل کسب و کار خود آن را پرورش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید