nurtured

[ایالات متحده]/ˈnɜːtʃəd/
[بریتانیا]/ˈnɜrʧərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل سوم فعل پرورش دادن؛ مراقبت و تشویق رشد یا توسعه کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

nurtured growth

رشد مورد حمایت

nurtured talent

تلاش مورد حمایت

nurtured relationships

روابط مورد حمایت

nurtured environment

محیط مورد حمایت

nurtured skills

مهارت های مورد حمایت

nurtured ideas

ایده های مورد حمایت

nurtured potential

ظرفیت مورد حمایت

nurtured creativity

خلاقیت مورد حمایت

nurtured community

جامعه مورد حمایت

nurtured dreams

رویاهای مورد حمایت

جملات نمونه

she nurtured her garden with love and care.

او باغ خود را با عشق و مراقبت پرورش داد.

the teacher nurtured her students' creativity.

معلم خلاقیت دانش آموزان خود را پرورش داد.

he was nurtured in a supportive environment.

او در یک محیط حمایتی پرورش یافت.

they nurtured their friendship over many years.

آنها دوستی خود را در طول سال ها پرورش دادند.

she nurtured her talent for painting from a young age.

او استعداد نقاشی خود را از سنین پایین پرورش داد.

the organization nurtured the development of young leaders.

سازمان از توسعه رهبران جوان حمایت کرد.

he nurtured his passion for music throughout his life.

او اشتیاق خود به موسیقی را در طول زندگی خود پرورش داد.

they nurtured their community through various programs.

آنها از طریق برنامه های مختلف از جامعه خود حمایت کردند.

the scientist nurtured her research with dedication.

دانشمند تحقیقات خود را با تعهد پرورش داد.

parents should nurture their children's interests.

والدین باید علایق فرزندان خود را پرورش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید