incurred

[ایالات متحده]/[ˈɪŋkɜːd]/
[بریتانیا]/[ˈɪŋkɜːrd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به (چیزی، معمولاً چیزی ناخوشایند) سوگیر شدن؛ ملزم شدن؛ بدهکار شدن؛ در معرض خطر قرار گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

incurred costs

هزینه‌های واقع شده

incurred debt

بدهی واقع شده

incurring risk

در حال ایجاد ریسک

incurred losses

زیان‌های واقع شده

incurred expenses

هزینه‌های واقع شده

incurred penalties

پاداش‌های واقع شده

incurred liability

مسئولیت واقع شده

incurred damages

خسارات واقع شده

incurred charges

مبالغ واقع شده

incurred delays

تاخیرهای واقع شده

جملات نمونه

the company incurred significant costs due to the unexpected repairs.

شرکت به دلیل تعمیرات غیرمنتظره هزینه‌های قابل توجهی به دست آورد.

we incurred a substantial debt to finance the new project.

ما برای مالکیت پروژه جدید بدهی‌های قابل توجهی به دست آوردیم.

the patient incurred no further medical expenses.

بیمار هزینه‌های پزشکی بیشتری نداشت.

the project incurred delays due to supply chain issues.

پروژه به دلیل مشکلات زنجیره تأمین تاخیر کرد.

the business incurred losses during the economic downturn.

این کسب و کار در زمان رکود اقتصادی زیان دید.

the team incurred penalties for violating the rules.

تیم به دلیل نقض قوانین جریمه‌هایی را متحمل شد.

the government incurred considerable expenses on infrastructure.

دولت برای زیرساخت‌ها هزینه‌های قابل توجهی به دست آورد.

the hiker incurred injuries after falling on the trail.

پیاده‌رو پس از افتادن در مسیر زخم دید.

the software incurred errors during the testing phase.

نرم‌افزار در مرحله آزمایشی خطاهایی را به دست آورد.

the airline incurred fuel surcharges due to rising prices.

هواپیمایی به دلیل افزایش قیمت‌ها مالیات سوختی را به دست آورد.

the country incurred the wrath of its neighbors.

کشور به دلیل غضب همسایگان خود متحمل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید