indorsement

[ایالات متحده]/ɪnˈdɔːsmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈdɔrsmənt/

ترجمه

n.(=تأیید) امضا بر روی یک لایحه، تأیید؛ امضا بر روی یک لایحه، تأیید
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

public indorsement

تاییدیه عمومی

official indorsement

تاییدیه رسمی

full indorsement

تاییدیه کامل

indorsement letter

نامه تاییدیه

indorsement agreement

توافقنامه تاییدیه

indorsement process

فرآیند تاییدیه

indorsement policy

سیاست تاییدیه

indorsement form

فرم تاییدیه

indorsement criteria

معیارهای تاییدیه

indorsement requirement

الزامات تاییدیه

جملات نمونه

his indorsement of the product boosted its sales significantly.

تایید او از محصول باعث افزایش قابل توجه فروش آن شد.

the indorsement from the celebrity attracted many new customers.

تاییدیه از چهره مشهور باعث جذب بسیاری از مشتریان جدید شد.

she received an indorsement from her professor for the scholarship.

او تاییدیه ای از استادش برای بورسیه دریافت کرد.

his indorsement of the charity helped raise awareness.

تایید او از خیریه به افزایش آگاهی کمک کرد.

the company's indorsement policy ensures quality products.

سیاست تاییدیه شرکت تضمین کننده محصولات با کیفیت است.

her indorsement was crucial for the campaign's success.

تاییدیه او برای موفقیت کمپین بسیار مهم بود.

we need a formal indorsement from the board before proceeding.

ما قبل از ادامه به تاییدیه رسمی از هیئت مدیره نیاز داریم.

the athlete's indorsement deal was worth millions.

معامله تاییدیه ورزشکار ارزش میلیون ها دلار داشت.

his indorsement of the new policy was well received.

تایید او از سیاست جدید به خوبی پذیرفته شد.

an indorsement from a trusted source can influence decisions.

تاییدیه از یک منبع مورد اعتماد می تواند بر تصمیمات تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید