ineffectuals

[ایالات متحده]/[ɪnɪˈfektʃʊəls]/
[بریتانیا]/[ɪnɪˈfektʃʊəls]/

ترجمه

n. افرادی که فاقد کارایی یا قدرت هستند؛ چیزها یا اقداماتی که فاقد کارایی هستند.

جملات نمونه

the committee was full of well-meaning but ultimately ineffectual volunteers.

کمیته پر از داوطلبان نیت خوب اما در نهایت بی‌فایده بود.

his attempts to mediate the dispute proved utterly ineffectual.

سعي او برای میانجی گری در اختلاف کاملاً بی‌فایده ثابت شد.

the new policy was deemed ineffectual in addressing the core problem.

سیاست جدید به عنوان بی‌فایده در مواجهه با مسئله اصلی ارزیابی شد.

many of their strategies were ineffectual against the experienced opponent.

بیشتر استراتژی‌های آن‌ها در برابر رIVAL تجربه‌دار بی‌فایده بود.

the politician's speech was long but ineffectual in swaying public opinion.

خطابه سیاستمدار طولانی بود اما در تغییر نظر عموم بی‌فایده بود.

the training program was designed to be practical, not ineffectual like the last one.

برنامه آموزشی به گونه‌ای طراحی شد که عملی باشد، نه بی‌فایده مانند یکی قبلی.

their efforts to raise funds were surprisingly ineffectual.

سعي آن‌ها برای جمع آوری پول شگفت‌انگیز بی‌فایده بود.

the investigation revealed several ineffectual security measures.

تحقيق چندین اقدام امنیتی بی‌فایده را آشکار کرد.

the company's marketing campaign was largely ineffectual.

کمپین بازاریابی شرکت به طور گسترده‌ای بی‌فایده بود.

he felt his advice was ineffectual in the face of her stubbornness.

او احساس کرد که نصیحت او در برابر سخت‌گیری او بی‌فایده بود.

the team's ineffectual performance led to their defeat.

عملکرد بی‌فایده تیم منجر به شکست آن‌ها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید